ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٩ - توبه در باره بعضى از بندگان مقرب خدا نيز مصداق مىيابد(توبه عمومى خداى سبحان)
[١] و نيز در باره همان جناب مىفرمايد:(لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ)[٢] و اين توبه، توبه عمومى خداى سبحان است، كه اطلاق آيات بسيارى از كلام مجيدش بر آن دلالت دارد، از قبيل آيه:(غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ)[٣] (خدايى كه آمرزگار گناه و پذيراى توبه است) و آيه:(وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ)[٤] (توبه را از بندگانش مىپذيرد) و آياتى ديگر از اين قبيل.
پس خلاصه آنچه تا كنون گفتيم اين شد كه اولا گسترش رحمت از ناحيه خداى تعالى بر بندگانش و در نتيجه آمرزش گناهان ايشان و بر طرف ساختن پرده ظلمتى كه از ناحيه معاصى بر دلهايشان افتاده- حال چه اينكه معصيت شرك باشد و چه پائينتر از آن- خود توبه خدا بر بندگان است، و برگشت بنده به سوى خدا و در خواست آمرزش گناهان و ازاله آثار سوء نافرمانيها از قلبش- چه اينكه شرك باشد و چه پائينتر از آن- خود توبه و رجوع بنده است به پروردگار خودش.
و ثانيا معلوم شد كه توبه خداى تعالى بر بندهاش اعم است از توبه ابتدايى و توبه بعد از توبه بنده، و اين توبه فضلى است از ناحيه خداى تعالى مثل ساير نعمتهايى كه مخلوق خود را با آن متنعم مىسازد، همانطور كه هيچ بندهاى در آن نعمتها طلبكار خداى تعالى نيست، هم چنين كسى توبه را بر خدا واجب و الزامى نكرده، و اينكه مىگوييم عقلا بر خدا واجب است كه توبه بندهاش را قبول كند، منظور ما از اين وجوب چيزى جز آنچه از امثال آيات زير استفاده مىشود نمىباشد.
(وَ قابِلِ التَّوْبِ) و(وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ)[٥] و(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ)[٦]
[١] پس صبر كن كه وعده خدا حق است، و براى گناهت طلب مغفرت نما، و شامگاهان و بامدادان حمد و تسبيح پروردگار خود گوى( سوره مؤمن آيه ٥٥).
[٢] هر آينه خدا توبه پيامبر و مهاجرين و انصارى را كه در ساعت دشوارى او را تبعيت كردند بپذيرفت( سوره توبه آيه ١١٧).
[٣] سوره مؤمن آيه ٣.
[٤] سوره شورى آيه ٢٥.
[٥] سوره نور آيه ٣١.
[٦] سوره بقره آيه ٢٢٢.