ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٧ - گفتارى پيرامون توبه
خداى تعالى چون بر اين علم داشت، و مىدانست كه نزديك شدن بشر به منزلگاه كرامت و استقرارش در مستقر سعادت موقوف بر اين است كه از آنچه او را به خطرهاى نامبرده مىافكند منصرف شود، و اگر هم مبتلا بدان شده، از آن دل بر كند، و بسوى پروردگارش رجوع كند، به همين جهت خداى سبحان باب توبه را فتح نمود، توبه از كفر و شرك و توبه از فروعات آن، كه همان گناهان باشد.
پس توبه به معناى رجوع به خداى سبحان، و دلزده شدن از لوث گناه و تاريكى و دورى از خدا و شقاوت، مشروط بر اين است كه قبلا انسان به وسيله ايمان آوردن به خدا و روز جزا خود را در مستقر دار كرامت و در مسير تنعم به اقسام نعمت اطاعتها و قربتها قرار داده باشد، و به عبارتى ديگر موقوف بر اين است كه قبلا از شرك و از هر گناهى توبه كرده باشد، هم چنان كه فرمود:(وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[١] (هان! اى مؤمنين، همگى به سوى خدا توبه بريد، تا شايد رستگار گرديد).
پس توبه به معناى برگشتن به سوى خدا هم توبه از شرك را شامل مىشود و هم توبه از گناه را، بلكه شامل غير اين دو نيز به بيانى كه انشاء اللَّه مىآيد مىشود.
مطلب ديگر اينكه انسان از آنجايى كه گفتيم فى نفسه سراپا فقر است، و به هيچ وجه مالك خير و سعادت خود نيست، مگر به وسيله پروردگار خود، به ناچار در اين رجوعش به سوى پروردگار نيز محتاج است به عنايتى از پروردگارش، و اعانتى از او، چون- در سابق هم گفتيم رجوع به خداى تعالى احتياج به عبوديت و مسكنت به درگاه خدا دارد، كه اين محقق نمىشود مگر به توفيق و اعانت او، كه همين توفيق توبه او و برگشتش به سوى بنده گنهكارش است كه قبل از توبه عبد شامل حال عبد مىشود، و سپس توبه عبد محقق مىگردد، هم چنان كه در قرآن كريمش فرمود:(ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا)[٢]، (سپس به سوى آنان برگشت تا ايشان نيز به سويش برگردند) و همچنين برگشتن بنده به سوى خدا وقتى سودمند است كه خداى تعالى اين توبه و برگشت را قبول كند كه اين خود توبه دوم خداى تعالى است، كه بعد از توبه عبد صورت مىگيرد هم چنان كه فرمود:(فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ...)[٣] (اينانند كه خداى تعالى به سويشان بر مىگردد).
[١] سوره نور آيه ٣١
[٢] سوره توبه آيه ١١٨.
[٣] سوره نساء آيه ١٧.