ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٥ - بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
را قبول نموده آياتى از قرآن در بارهاش نازل شد[١].
مؤلف قدس سره: اين روايات مفصلتر از اين است، و ما خلاصهاش را نقل كرديم، و اگر روايت درست باشد، سبب ديگرى براى نزول آيه مورد بحث است، غير از آن سببى كه همه آيات اين داستان يعنى داستان جنگ احد در بارهاش نازل شده. و در تفسير عياشى از امام باقر ع روايت شده كه در ذيل جمله:(وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا ...) فرمود: اصرار به اين معنا است كه گنه كار گناهى مرتكب شود، نه از خدا طلب آمرزش كند، و نه نفس خود را (ملامت نموده) وادار به توبه سازد، اين است معناى اصرار[٢].
و در تفسير الدر المنثور است كه احمد از ابى سعيد خدرى از رسول خدا ٦ روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: ابليس به خداى عز و جل عرضه داشت: به عزتت سوگند كه تا هستم نسل آدم را ما دام كه جان در بدن دارند گمراه مىكنم، خداى عز و جل فرمود: به عزتم سوگند كه همواره آنها را ما دام كه از من مغفرت بخواهند مىآمرزم[٣].
و در كافى از امام صادق ع روايت آورده كه فرمود: هيچ گناهى (هر قدر هم كه كوچك باشد) با اصرار در ارتكابش صغيره نيست، و هيچ گناهى هر قدر هم كه بزرگ باشد با استغفار از آن كبيره نيست[٤].
و در تفسير عياشى از امام صادق ع روايت كرده كه در حديثى فرمود: و در كتاب خداى تعالى نجات از هر پستى و بصيرت از هر كوردلى و شفا از هر بيمارى اخلاقى، وجود دارد، و شما آن را در آياتى جستجو كنيد كه به توبه و استغفار امرتان مىكند، مثلا مىفرمايد:
(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ، وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ، وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ).
و نيز فرموده:(وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً)، اين نمونهاى است از آياتى كه خداى تعالى در آن امر به استغفار فرموده، البته (در آياتى ديگر)
[١] امالى شيخ صدوق ص ٤٥ ح ٣.
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ١٩٨ ح ١٤٤.
[٣] الدر المنثور ج ٢ ص ٧٧.
[٤] اصول كافى ج ٢ ص ٢٨٨ ح ١.