ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٣ - عدم جريان صحيح يك قانون در جامعهاى، الزاما به معناى بطلان و فساد آن قانون نيست
خوب مىدانند، و اگر نتايج خوبى به بار نياورد، مىگويند اين قانون خوب نيست، خلاصه اينكه معيار خوبى و بدى قانون را پسند و عدم پسند مردم مىدانند، حال مردم در هر سطحى كه باشند و هر دركى و ميلى كه داشته باشند مهم نيست.
و من گمان نمىكنم كه اين دانشمندان غفلت ورزيده باشند از اينكه: چه بسا مىشود كه جامعهاى داراى بعضى سنن و عادات و عوارضى باشد كه با حكم مورد بحث نسازد و اينكه بايد مجتمع را مجهز كرد به روشى كه منافى آن حكم يا آن سنت نباشد، تا مسير خود را بداند و بفهمد كه كارش به كجا مىانجامد و چه اثرى از كار او بجا مىماند، خير يا شر، نفع يا ضرر؟.
چيزى كه هست اين دانشمندان در قوانين، تنها خواست و تقاضاى جامعه را معيار قرار مىدهند. يعنى تقاضايى كه از وضع حاضر و ظاهر انديشه جامعه ناشى مىشود، حال آن وضع هر چه مىخواهد باشد و آن تفكر و انديشه هر چه مىخواهد باشد و هر استدعا و تقاضا كه مىخواهد داشته باشد. در نظر اين دانشمندان قانون صحيح و صالح چنين قانونى است و بقيه قوانين غير صالح است (هر چند مطابق عقل و فطرت باشد).
به همين جهت است كه وقتى مسلمانان را مىبينند كه در وادى گمراهى سرگردان و در پرتگاه هلاكت واقعند و فساد از سراسر زندگى مادى و معنويشان مىبارد، آنچه فساد مىبينند به اسلام، يعنى دين مسلمانان نسبت مىدهند، اگر دروغ و خيانت و بد دهنى و پايمال كردن حقوق يكديگر و گسترش ظلم و فساد خانوادهها و اختلال و هرج و مرج در جامعه را مشاهده مىكنند، آنها را به قوانين دينى داير در بين ايشان نسبت مىدهند و مىپندارند كه جريان سنت اسلام و تاثيرات آن مانند ساير سنتهاى اجتماعى است كه (با تبليغات و يا به اصطلاح روز، شستشو دادن مغز و) متراكم كردن احساسات در بين مردم، بر آنها تحميل مىشود.
در نتيجه از اين پندار خود نتيجه مىگيرند كه: اسلام باعث به وجود آمدن مفسدههاى اجتماعىاى است كه در بين مسلمانان رواج يافته و تمامى اين ظلمها و فسادها از اسلام سرچشمه مىگيرد! و حال آنكه بدترين ظلمها و نارواترين جنايتها در بينشان رايج بوده است. و به قول معروف: كل الصيد فى جوف الفراء- همه شكارها در جوف پوستين است و همچنين نتيجه اين پندار غلط است كه مىگويند: اگر اسلام دين واقعى بود و اگر احكام و قوانين آن خوب و متضمن صلاح و سعادت مردم بود، در خود مردم اثرى سعادت بخش مىگذاشت نه اينكه و بال مردم بشود.
اين سخن، سخن درستى نيست، چرا كه اين دانشمندان بين طبيعت حكم صالح و