ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٠ - چهار اشكال بر حكم جواز تعدد زوجات و پاسخ بدانها
جواز تعدد زوجات براى مرد در حقيقت و واقع امر توهين به زن و از بين بردن موقعيت اجتماعى و حقوق او نيست، بلكه بخاطر مصالحى است كه بيان بعضى از آنها گذشت.
بسيارى از نويسندگان و دانشمندان غربى (اعم از دانشمندان مرد و زن) به نيكى و حسن اين قانون اسلامى اعتراف نموده، و به مفاسدى كه از ناحيه تحريم تعدد زوجات گريبانگير جامعهها شده است اعتراف كردهاند، خواننده عزيز مىتواند به مظان اين نوشتهها مراجعه نمايد.
قوىترين و محكمترين دليلى كه مخالفين غربى به قانون تعدد زوجات گرفته و به آن تمسك كردهاند و در نظر دانشمندان و اهل مطالعه آب و تابش دادهاند، همان گرفتاريها و مصيبتهايى است كه در خانههاى مسلمانانى كه دو زن و يا چند زن هست مشاهده مىشود كه اين خانهها هميشه محل داد و فرياد و حسد ورزيدن به يكديگر است. و اهل آن خانه (اعم از زن و مرد) از روزى كه زن دوم، سوم و ... وارد خانه مرد مىشوند تا روزى كه وارد خانه قبر مىگردند روى سعادت و خوشى را نمىبينند، تا جايى كه خود مسلمانان اين حسد را به نام مرض هووها ناميدهاند.
در چنين زمانى است كه تمامى عواطف و احساسات رقيق و لطيف فطرى و طبيعى زنان، مانند: مهر و محبت ، نرمخويى ، رقت ، رأفت ، شفقت ، خيرخواهى ، حفظ غيب ، وفا ، مودت ، رحمت ، اخلاص و ... نسبت به شوهر و فرزندانى كه شوهر از همسر قبليش داشته، و نيز علاقه به خانه و همه متعلقات آن كه از صفات غريزى زن است برگشته و جاى خود را به ضد خودش مىدهد و در نتيجه خانه را كه بايد جاى سكونت و استراحت آدمى و محل برطرف كردن خستگى تن و تالمات روحى و جسمى انسان باشد و هر مردى در زندگى روزمرهاش دچار آنها مىشود به صورت گود زورخانه و معركه قتال در مىآيد، معركهاى كه در آن نه براى جان كسى احترامى هست و نه براى عرضش و نه آبرويش و نه مالش، و خلاصه هيچ كس از كس ديگر در امان نيست.
و معلوم است كه در چنين خانهاى صفاى زندگى مبدل به كدورت گشته و لذت زندگى از آنجا كوچ مىكند و جاى خود را به ضرب و شتم و فحش و ناسزا و سعايت و سخن چينى و رقابت و نيرنگ مىدهد و بچههاى چنين خانهاى نيز با بچههاى ديگر خانهها فرق داشته و دائما در حال اختلاف و مشاجره هستند و چه بسا كه (كارد مرد به استخوانش رسيده و همسر خود را به قتل برساند و يا) زن در صدد نابود كردن شوهر، و بچهها در مقام كشتن يكديگر و يا در صدد كشتن پدر بر آيند و پيوند خويشاوندى و قرابت و برادرى جاى خود را به انتقام و