ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٧ - بحث روايتى(در باره خلقت آدم، صله رحم و )
و اينكه فرمود: پس ندا مىدهد: بار الها وصل كن با كسى كه مرا وصل كرده و قطع كن با كسى كه مرا قطع كرده ... حكايت معنا و فحواى عملى است كه صله رحم انجام مىدهد و آن پناهنده شدن به عرش و يارى خواستنش از آن مقام است و در رواياتى بسيار آمده كه صله رحم عمر را زياد مىكند و قطع رحم آن را قطع مىسازد و در سابق در جلد دوم عربى اين كتاب آنجا كه احكام اعمال را شرح مىداديم بحثى پيرامون روابط اعمال با حوادث خارجى گذشت و در آنجا گفتيم كه: مدير اين نظام كه در عالم جارى است، اين نظام را به سوى اغراضى و هدفهايى شايسته سوق مىدهد. نه به بيهودگى و عبث، و اين معنا را تا ابد مهمل نخواهد گذاشت و هر گاه جزئى و يا اجزايى از عالم و يا از نظام آن گسيخته و فاسد شد، بلا فاصله آن خرابى و فساد را اصلاح مىكند يا به اينكه همان را اصلاح كند و يا آنكه آن جزء را به كلى از بين ببرد و جزئى ديگر در جايش قرار دهد، و كسى كه قطع رحم مىكند با خدا در تكوين او جنگ مىكند، خداى تعالى اگر راه اصلاح فراهم شد اصلاحش مىكند و گرنه عمرش را قطع و ناتمام مىسازد، و اما اينكه انسان امروز توجهى به اين حقيقت نكرده، و ايمانى به آن و به امثال آن ندارد، ضرر به جايى نمىزند، و نظام عالم را زير و رو نمىكند، و دليل بر آن نمىشود كه چنين حقيقتى وجود ندارد براى اينكه آن قدر دردهاى بى درمان به طرف جثمان بشريت هجوم آورده كه ديگر به او نوبت نمىدهد درد قطع رحم را درك كند. پس بگو حس بشريت از درك اين حقيقت عاجز شده، نه اينكه اين حقيقت، حقيقت نباشد و بر عكس خيال باشد، نه، بلكه حس بشر فراغت پيدا نمىكند كه درد عذاب قطع رحم را احساس كند.