ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٤ - بحث روايتى(در باره خلقت آدم، صله رحم و )
خرسندى و رضايت به خرج دهد ليكن خشمگين مىشود تا جايى كه مستوجب آتش دوزخ مىگردد، (اين در صورتى است كه روايت فيما يرضى باشد و اگر فيما يرضى باشد معنايش اين مىشود كه شما گاهى دچار خشمى مىشويد كه بعد از آن روى خشنودى را نمىبينيد تا داخل آتش گرديد، پس بنا بر اين هر گاه يكى از شما نسبت به فردى از ارحام خود خشمگين شد به او نزديك شود و با او تماس پيدا كند)، كه (اين خاصيت در ميان ارحام هست كه) هر گاه بدن اين با آن تماس پيدا كند آرامش و ثبات مىيابد، آرى رحم به عرش خدا آويزان است، صدايى در آن پيدا مىشود نظير صدايى كه از آهن در هنگام كوبيدن بر مىآيد، پس ندا مىدهد: بار الها وصل كن با كسى كه مرا وصل كرد و قطع كن با كسى كه مرا قطع كرده و اين سخن خداوند سبحان است كه:(وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً) و هر شخصى آن گاه كه دچار خشم شد اگر ايستاده است فورا بنشيند و در روى زمين و لو شود كه همين نشستن روى زمين پليدى شيطان را از بين مىبرد[١].
مؤلف قدس سره: معناى كلمه رحم همانطور كه توجه فرموديد عبارت از آن جهت وحدتى است كه به خاطر تولد از يك پدر و مادر و يا يكى از آن دو در بين اشخاص بر قرار مىشود، و (در حقيقت) باعث اتصال و وحدتى مىشود كه در ماده وجودشان نهفته است، اين يك امر اعتبارى و خيالى نيست، بلكه حقيقتى است جارى در بين ارحام، و آثار حقيقى در خلقت و در خوى آنان دارد، و نيز در جسم و در روحشان موجود است كه به هيچ وجه نمىشود آن را منكر شد، هر چند كه احيانا عواملى ديگر با آن يافت مىشود كه اثرى مخالف آن را دارد و اثر آن را ضعيف و يا خنثى مىكند تا جايى كه ملحق به عدم شود ولى با آن عوامل نيز به كلى از بين نمىرود.
و به هر حال رحم يكى از قوىترين عوامل براى التيام و آشتى و دوستى بين افراد يك عشيره است و استعداد قوىترين اثر را دارد و به همين جهت است كه مىبينيم نتايجى كه عمل خير در بين ارحام مىبخشد، شديدتر است از نتايجى كه همين خير و احسان در اجانب دارد و همچنين اثر سويى كه بدرفتارى در ميان ارحام مىبخشد بسيار قوىتر است از آثار سويى كه اينگونه رفتارها در بين بيگانگان دارد. اينجا است كه معناى كلام امير المؤمنين ع روشنتر فهميده مىشود كه فرمود:
هر گاه يكى از شما نسبت به فردى از ارحام خويش خشمگين شد به او نزديك شود ...
[١] تفسير عياشى ج ١ ص ٢١٧ ح ٨.