ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٩ - وجه اطلاق رحم بر خويشاوندان
و نيز در آيه:(وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ)[١].
و در آيه:(وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً)[٢]، تقوا را به روز قيامت و به آتش آن روز و به فتنه نسبت داده است.
و به هر حال اين قسمت از كلام خداى تعالى به منزله تقييد بعد از اطلاق و تضييق بعد از توسعه در قسمت قبلى است، آنجا كه مىفرمود:( يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا) ...(وَ نِساءً ) چون حاصل معناى قسمت اول اين بود كه از خدا بترسيد از اين جهت كه رب شما است و از اين جهت كه شما را خلق كرده و همه شما (افراد بشر) را از يك سنخ قرار داده، سنخ و مادهاى كه در همه افرادتان محفوظ است و همه شما را از مادهاى آفريده كه در تمامى افرادتان محفوظ است، و با تكثر شما متكثر مىشود، آن سنخه واحده و آن ماده محفوظه اين است كه همه شما در مساله نوعيت و جوهره ذات انسانيد.
و اما حاصل معناى قسمت دوم كه مورد بحث است اين است كه: از خدا بترسيد از اين جهت كه نزد شما داراى عزت و عظمت است، (عزت و عظمتى كه يكى از شؤون ربوبيت است نه اصل ربوبيت) و بترسيد از وحدت خويشاوندى و ارتباط رحمى كه خدا آن را در بين شما قرار داده، (و معلوم است كه وحدت خويشاوندى و رحمى، يكى از شؤون و شعبههاى وحدت سنخى و نوعى افراد بشر است).
با اين بيان روشن شد كه بدين جهت كلمه و اتقوا را در يك آيه دو بار ذكر كرد و امر به تقوا را در جمله دوم تكرار نمود كه هر چند مضمون جمله دوم تكرار مضمون جمله اول بود، ليكن از آنجايى كه معناى زايدى را در برداشت (و آن فهماندن اهميت امر ارحام بود) لذا جمله و اتقوا را تكرار نمود.
[وجه اطلاق رحم بر خويشاوندان]
كلمه ارحام جمع كلمه رحم است، و رحم در اصل به معناى محل نشو و نماى جنين در شكم مادران مىباشد همان عضو داخلى كه خداى عز و جل در باطن زنان قرار داده تا نطفه در آن تربيت شده و فرزندى تمام عيار گردد، اين معناى اصلى كلمه رحم است ولى بعدها به عنوان استعاره و به علاقه ظرف و مظروف در معناى قرابت و خويشاوندى استعمال شد، چون خويشاوندان همه در اينكه از يك رحم خارج شدهاند مشتركند پس كلمه رحم به معناى نزديك و ارحام به معناى نزديكان انسان است، و قرآن شريف در امر رحم نهايت درجه اهتمام
[١] سوره آل عمران آيه: ١٣١
[٢] و بترسيد از فتنهاى كه وقتى بپا مىشود تنها گريبان ستمگران را نمىگيرد. سوره انفال آيه ٢٥ .