ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠١ - ١٤ - اسلام تمامى شؤونش اجتماعى است
باشد، و فرموده:(لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ، وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ)[١].
و نيز فرموده:(إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ، لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا، فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً)[٢].
خواننده عزيز توجه دارد كه آيه شريفه اطلاق دارد، و اگر جمله: نه چارهاى دارند و نه راه حق را پيدا مىكنند را نيز بدقت مورد نظر قرار دهد، آن وقت متوجه مىشود كه اسلام تا چه حد آزادى در تفكر داده، البته به كسى كه خود را شايسته تفكر و مستعد براى بحث بداند، اسلام به چنين كسى اجازه داده تا با كمال آزادى در هر مسالهاى كه مربوط به معارف دين است تفكر نموده، در فهم آن تعمق كند، و نظر بدهد، علاوه بر اينكه قرآن كريم پر است از آياتى كه مردم را تشويق و ترغيب به تفكر و تعقل و تذكر مىكند.
(در اينجا ممكن است بگويى اين آزادى در تفكر كه از آيه فوق استفاده مىشود تا چه اندازه است، آيا حد و مرزى هم دارد يا نه؟ و با اينكه ما به و جدان مىبينيم كه فهمها و استعدادها در درك حقايق مختلفند چگونه مىتواند حد و مرز داشته باشد مترجم ) در پاسخ مىگوئيم بله، معلوم است كه فهمها مختلفند، زيرا عوامل ذهنى و خارجى در اختلاف فهمها اثر به سزايى دارد، هر كسى يك جور تصور و تصديق دارد، يك جور برداشت و داورى مىكند و اين را هم قبول داريم كه اختلاف فهمها باعث مىشود تا مردم در درك آن اصولى كه اسلام اساس خود را بر پايه آنها بنا نهاده مختلف شوند، اين معنا را قبلا هم اعتراف كرده بوديم.
ليكن اختلاف در فهم دو انسان (بطورى كه در علم معرفة النفس و در فن اخلاق و در علم الأجتماع آمده) بالأخره منتهى مىشود به چند امر، يا به اختلاف در خلقهاى نفسانى و صفات باطنى كه يا ملكات فاضله است و يا ملكات زشت كه البته اين صفات درونى تاثير بسيارى در درك علوم و معارف بشرى دارند، چون استعدادهايى را كه وديعه در ذهن است مختلف مىسازند، يك انسانى كه داراى صفت حميده انصاف است داورى ذهنيش و درك مطلبش نظير يك انسان ديگر كه متصف به چموشى و سركشى است نمىباشد، يك انسان
[١] تا هر كس هلاك مىشود بعد از روشن شدن حق هلاك شود، و ان هم كه زنده مىشود با روشن شدن حق زنده شود. سوره انفال آيه: ٤٢ .
[٢] كسانى كه به نفس خود ستم كردند در جهنم ماوى دارند، مگر مردان و زنان و فرزندانى كه به استضعاف كشيده شده باشند، نه چارهاى دارند و نه راه حق را پيدا مىكنند، در باره اينان اميد آن است كه خداى عز و جل با عفو و مغفرت خود رفتار كند. سوره نساء آيه: ٩٨- ٩٩