ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٠ - رواياتى در باره مشورت، در ذيل و شاورهم في الأمر
امامان از ما اهل بيت را منكر شدند، و به خاطر همين دچار سخط خدا گشتند[١].
مؤلف قدس سره: مضمون اين حديث از باب تطبيق كلى بر مصداق است، (البته مصداق مهمتر و روشنتر مترجم ).
و در همان كتاب از حضرت رضا ع روايت آورده كه فرمود درجه مورد نظر آن قدر بلند است كه باندازه فاصله بين زمين و آسمان مىرسد[٢].
و باز در تفسير عياشى در ذيل آيه:(أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها) از امام صادق ع روايت آورده كه فرمود: مسلمين در جنگ بدر صد و چهل نفر از افراد دشمن را كشته و اسير كردند، يعنى هفتاد نفر را كشتند، و هفتاد نفر ديگر را اسير كردند و وقتى جنگ احد پيش آمد هفتاد كشته دادند، و بخاطر آن سخت در اندوه شدند، اين آيه به اين مناسبت نازل شد[٣].
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه، و ترمذى (وى حديث را حسن دانسته)، و ابن جرير، و ابن مردويه، از على ع روايت كردهاند كه فرمود: جبرئيل نزد رسول خدا ٦ آمد، و عرضه داشت: اى محمد! خداى تعالى از اينكه مردمت از مشركين اسير گرفتند خوشش نيامد، اينك تو را دستور مىدهد به اينكه به مسلمانان ابلاغ كنى كه يكى از اين دو تصميم را بگيرند و مخيرند كه يا هفتاد نفر اسير را گردن بزنند، و يا اگر خونبها بگيرند به همان عدد از خود آنان كشته شود، رسول خدا ٦ مردم را نزد خود خواند و پيام الهى را به ايشان رسانيد، عرضه داشتند يا رسول اللَّه اين مشركين عشاير ما و خويشاوندان ما هستند امروز از آنان خون بها مىگيريم و با آن نيروى جنگى خود را تقويت مىكنيم، بگذار در جنگى ديگر هفتاد نفر از ما شهيد شوند، چون ما از شهادت كراهتى نداريم، نتيجهاش اين شد كه در جنگ احد هفتاد نفر از آنان كشته شد درست به تعداد همان اسيرانى كه در بدر از دشمن گرفته و در برابر گرفتن فداء آزاد كردند[٤].
مؤلف قدس سره: طبرسى اين روايت را در مجمع البيان از على ع نقل كرده، و قمى هم آن را در تفسيرش آورده[٥].
[١] تفسير عياشى ج ١ ص ٢٠٥ ح ١٤٩.
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ٢٠٥ ح ١٥٠.
[٣] تفسير عياشى ج ١ ص ٢٠٥ ح ١٥١.
[٤] الدر المنثور ج ٢ ص ٩٣.
[٥] مجمع البيان ج ٢ ص ٥٣٣.