برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢١ - ٤- توحيد در مالكيت
عبوديت نيست، چرا كه عبادت بايد براى كسى باشد كه كمال مطلق و مطلق كمال است، كسى كه از همگان بىنياز است، و بخشنده تمام نعمتها، و آفريننده همه موجودات، و اين صفات جز در ذات پاك او جمع نمىشود.
شاخههاى توحيد افعالى-
توحيد افعالى نيز به نوبه خود شاخههاى زيادى دارد كه در اينجا به شش قسمت از مهمترين فروع آن اشاره مىكنيم.
١- توحيد خالقيت-
همانگونه كه قرآن مىگويد: «بگو: خداوند آفريدگار همه چيز است» (رعد/ ١٦).
دليل آن هم روشن است وقتى با دلائل گذشته ثابت شد واجب الوجود يكى است، و همه چيز غير از او ممكن الوجود است، بنابر اين خالق همه موجودات نيز يكى خواهد بود.
٢- توحيد ربوبيت-
يعنى مدبّر و مدير و مربّى و نظام بخش عالم هستى تنها خداست، چنانكه قرآن مىگويد: «آيا غير خدا را پروردگار خود بطلبم در حالى كه او پروردگار همه چيز است»؟ (انعام/ ١٦٤).
دليل آن نيز وحدت واجب الوجود و توحيد خالق در عالم هستى است.
٣- توحيد در قانونگذارى و تشريع-
چنانكه قرآن مىگويد: «هر كس كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند كافر است» (مائده/ ٤٤).
زيرا وقتى ثابت كرديم مدير و مدبّر اوست، مسلما غير او صلاحيت قانونگذارى نخواهد داشت، چون غير او در تدبير جهان سهمى ندارد تا قوانينى هماهنگ با نظام تكوين وضع كند.
٤- توحيد در مالكيت-
خواه «مالكيت حقيقى» يعنى سلطه تكوينى بر چيزى باشد، يا «مالكيت حقوقى» يعنى سلطه قانونى بر چيزى اينها همه از اوست.
چنانكه قرآن مىگويد: «مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين مخصوص خداست» (آل عمران/ ١٨٩).
و نيز مىفرمايد: «انفاق كنيد از اموالى كه خداوند شما را نماينده خود در آن قرار داده» (حديد/ ٧).