برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩ - در باره فضيلت تلاوت اين سوره
(و اما من اوتى كتابه وراء ظهره).
(آيه ١١)- «به زودى فرياد مىزند: اى واى بر من كه هلاك شدم»! (فسوف يدعوا ثبورا).
(آيه ١٢)- «و در شعلههاى سوزان آتش مىسوزد» (و يصلى سعيرا).
«اصحاب اليمين» با سر افرازى و افتخار و مباهات نامه اعمالشان را به دست راست گرفته و صدا مىزنند: هاؤم اقرؤا كتابيه؛ اى اهل محشر! بياييد و نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد» (حاقه/ ١٩).
اما وقتى مجرمان تبهكار نامه اعمالشان را به دست چپشان مىدهند آنها از شرمسارى و ذلت دست را پشت سر مىگيرند، تا اين سند جرم و فضاحت كمتر ديده شود، ولى چه فايده كه در آنجا چيزى پنهان شدنى نيست.
(آيه ١٣)- سپس به بيان علت اين سرنوشت شوم پرداخته، مىفرمايد: «چرا كه او در ميان خانوادهاش پيوسته (از كفر و گناه خود) مسرور بود» (انه كان فى اهله مسرورا).
سرورى آميخته با غرور، و غرورى آميخته با غفلت و بىخبرى از خدا، سرورى كه نشانه دلبستگى سخت به دنيا و بىاعتنايى به جهان پس از مرگ بود.
(آيه ١٤)- و لذا در اين آيه، مىافزايد: اين به خاطر آن است كه «او گمان مىكرد هرگز بازگشت نمىكند» و معادى در كار نيست! (انه ظن ان لن يحور).
در حقيقت منشأ اصلى بدبختى او اعتقاد فاسد و گمان باطلش دائر بر نفى معاد بود، و همين اعتقاد باعث غرور و سرور او شد، او را از خدا دور ساخت و در شهوات و انواع گناهان غوطهور نمود، تا آنجا كه دعوت انبيا را به باد استهزا گرفت، و وقتى به سراغ خانواده خود مىآمد از اين استهزا و سخريه شاد و خوشحال بود، همين معنى در آيه ٣١ سوره مطففين نيز آمده است.
(آيه ١٥)- در اين آيه، براى نفى عقائد باطل آنها مىفرمايد: «آرى پروردگارش نسبت به او بينا بود» و اعمالش را براى حساب ثبت كرد! (بلى ان ربه كان به بصيرا).