برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢ - فضيلت تلاوت سوره
(آيه ١٥)- سپس به عنوان نتيجهگيرى از اين ماجراى عظيم مىفرمايد: «و ما اين ماجرا را به عنوان نشانهاى در ميان امتها باقى گذارديم، آيا كسى هست كه پند گيرد» (وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ).
و به راستى كه همه گفتنيها در همين ماجرا گفته شده، و آنچه بايد انسانى بيدار بفهمد از آن مىفهمد.
(آيه ١٦)- و در اين آيه به عنوان يك سؤال تهديد آميز و پر معنى نسبت به كافرانى كه همان راه كفار زمان نوح را مىسپرند مىگويد: اكنون بنگريد «عذاب و انذارهاى من چگونه بود»؟ (فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ).
آيا واقعيت داشت يا داستان و افسانه بود؟!
(آيه ١٧)- و سر انجام در اين آيه بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه: «ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم، آيا كسى هست كه متذكر شود»؟ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ).
آرى! اين قرآن، هيچ پيچيدگى ندارد، و شرائط تأثير، در آن جمع است، الفاظش شيرين و جذاب، تعبيراتش زنده و پر معنى، انذارها و بشارتهايش صريح و گويا، داستانهايش واقعى و پر محتوا، دلائلش قوى و محكم، منطقش شيوا و متين، خلاصه آنچه لازمه تأثير گذاردن يك سخن است در آن جمع است، و به همين دليل هر زمان دلهاى آماده با آن تماس يابد، مجذوب آن مىشود و در طول تاريخ اسلام نمونههاى عجيب و شگفتانگيزى از تأثير عميق قرآن در دلهاى آماده ديده مىشود، كه شاهد گوياى اين امر است.
(آيه ١٨)- سرنوشت قوم عاد! قوم ديگرى كه سرگذشت آنها در اين سوره به دنبال سرگذشت فشرده قوم نوح آمده، «قوم عاد» است، كه قرآن به عنوان هشدارى به كافران و مجرمان بطور فشرده به آن اشاره كرده، مىگويد: «قوم عاد (نيز پيامبر خود را) تكذيب كردند» (كَذَّبَتْ عادٌ).
هر قدر پيامبر آنها، هود بر تبليغات خود مىافزود، و از راههاى مختلف براى بيدار ساختن آنها تلاش مىكرد، آنها بر خيره سرى و لجاجت خود مىافزودند،