برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣ - فضيلت ديگرى از فضائل على عليه السّلام
در «غاية المرام» شانزده حديث در اين زمينه از طرق شيعه و اهل سنت نقل كرده است، و تفسير «البرهان» از «محمّد بن عباس» نقل مىكند كه در اين باره سى حديث از طرق عامه و خاصه نقل شده است.
و اين فضيلتى است بزرگ براى پيشواى بزرگ اسلام على عليه السّلام كه صندوقچه اسرار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و وارث تمام علوم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود، و به همين دليل بعد از او در مشكلاتى كه براى جامعه اسلامى در مسائل علمى پيش مىآمد موافقان و مخالفان به او پناه مىبردند، و حل مشكل را از او مىخواستند كه در كتب تاريخ مشروحا آمده است.
(آيه ١٣)- روزى كه آن واقعه بزرگ رخ مىدهد! در ادامه آيات آغاز اين سوره كه ناظر به مسأله رستاخيز و قيامت بود، در اينجا بحثهائى از حوادث اين رستاخيز عظيم را مطرح مىكند، مىفرمايد: «به محض اين كه يكبار در صور دميده شود ...» (فاذا نفخ فى الصور نفخة واحدة).
چنانكه قبلا نيز اشاره كردهايم از قرآن مجيد استفاده مىشود كه پايان اين جهان و آغاز جهان ديگر، ناگهانى و با صدائى عظيم انجام مىگيرد كه از آن تعبير به «نفخه صور» دميدن در شيپور) شده است.
نفخه صور دو نفخه است: «نفخه مرگ» و «نفخه حيات مجدد» و آنچه در آيه مورد بحث آمده «نفخه اول» يعنى، نفخه پايان دنياست.
(آيه ١٤)- سپس مىافزايد: «و (هنگامى كه) زمين و كوهها از جا برداشته شوند، و يكباره در هم كوبيده و متلاشى گردند» (و حملت الارض و الجبال فدكتا دكة واحدة). به گونهاى كه يكباره از هم متلاشى و هموار گردند.
(آيه ١٥)- سپس مىافزايد: «در آن روز واقعه عظيم روى مىدهد» و رستاخيز برپا مىشود (فيومئذ وقعت الواقعة).
(آيه ١٦)- نه تنها زمين و كوهها متلاشى مىشوند، بلكه «آسمانها از هم مىشكافد و سست مىگردد و فرو مىريزد» (و انشقت السماء فهى يومئذ واهية).
كرات عظيم آسمانى از اين حادثه هولناك و وحشتناك بركنار نمىمانند، آنها