دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣
٢ / ١١
بى ارزش تر از استخوان خوكى در دست يك جذامى
٥١٠.امام على عليه السلام : به خدا سوگند كه اين دنياى شما در چشم من ، بى ارزش تر از استخوان يك خوك در دست يك جذامى است.
٢ / ١٢
تلخ تر از حنظلى كه بيمارى در دهان مى چرخاند
٥١١.امام على عليه السلام ـ در نكوهش دنيا و يادكرد م هر آينه دنياى شما در نزد من ، از برگى كه يك ملخ در دهانش مى جود ، بى ارزش تر، و از استخوان خوكى كه يك جذامى به دور مى افكند ، كثيف تر، و از حنظلى كه يك بيمار در دهان مى چرخاند و با نفرتْ آن را تُف مى كند ، به مذاق جانم تلخ تر است . پس چگونه بسته هايى را كه محكم بسته اى ، و شيرينى اى را كه گويا با آب دهان مار و يا استفراغ آن درست شده است ، بپذيرم؟! بار خدايا! من از دنيا رميده ام ، آن سان كه كره اسب از داغ كردنش مى رمد. من ستاره سُها را به او نشان مى دهم و او ماه را به من نشان مى دهد. [١] من كه از برداشتن پَرِ كُركى افتاده از يك ماده اشتر جوان خوددارى مى كنم، [چگونه [شُترى را كه در آغلش بسته است ، ببلعم؟! آيا عقرب هاى زهرآگين را از سوراخشان بگيرم، يا مارهاى سمّى كشنده را در خوابگاه خويش ببندم؟! [٢] رهايم كنيد تا از دنياى شما به نمك و چند گرده نانم بسنده كنم، كه با پروا كردن از خداوند ، اميد رهايى خويش دارم. على را با نعمتى كه فنا مى پذيرد و لذّتى كه از معاصى بر مى خيزد ، چه كار؟ من و شيعيانم با چشمانى زردى گرفته و شكم هايى گود افتاده ، پروردگارمان را ملاقات خواهيم كرد : «و تا خدا كسانى را كه ايمان آورده اند ، خالص گرداند و كافران را نابود سازد» .
[١] اين جمله ، ضرب المثلى است براى كسى كه شما از او سؤالى مى كنى و او جوابى بى ربط به شما مى دهد (جمهرة الأمثال: ج ١ ص ١١٧) . سُها ، ستاره اى بسيار كوچك و كم نور است و مردم به وسيله آن ، سوى چشم خود را امتحان مى كنند (لسان العرب : ج ١٤ ص ٤٠٨ «سها»).[٢] به عبارت ديگر: آيا دست خويش در لانه عقرب هاى زهرآگين فرو برم، يا مارهاى كشنده در آستين بپرورم؟!