دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥
٢١٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خوشا به حال كسى كه براى خداوندِ بلند نام ، خاكسارى كرد و به آنچه كه خدا برايش حلال كرده ، زهد ورزيد، بى آن كه از راه و رسم من ، روى گردان باشد و زرق و برق دنيا را رها كرد ، بى آن كه از سنّت من برگردد.
٢١١.نهج البلاغة ـ از سخنان على عليه السلام در بصره اين سراى فراخ در دنيا به چه كار تو مى آيد، در حالى كه در آخرت به چنين خانه اى محتاج ترى؟ البته، اگر بخواهى ، مى توانى با همين خانه به آخرت دست يابى: در آن از ميهمان پذيرايى كنى، با خويشاوندان ، صله رَحِم نمايى و حقوقى را كه بر عهده توست ، ادا كنى . در اين صورت با آن به آخرت رسيده اى». علاء گفت: اى اميرمؤمنان! از برادرم عاصم بن زياد به تو شكايت مى كنم. فرمود: «چه شده است؟» . گفت: ردا پوشيده و تارك دنيا شده است. فرمود: «او را نزد من بياوريد». چون آمد ، امام عليه السلام حضرت فرمود: «اى دُشمَنك خويش! [شيطان] پليد تو را گم راه ساخته است . به زن و فرزندانت رحم نمى كنى؟! تو مى پندارى كه خداوند ، نعمت هاى پاكش را بر تو حلال كرده است ، امّا دوست ندارد از آنها بهره بگيرى؟! تو نزد خداوند ، خوارتر از اين حرف هايى!» . گفت: اى امير مؤمنان! تو خود ، جامه اى چنين خشن مى پوشى و خوراكى چنان خشك مى خورى! فرمود: «حيف از تو! من چون تو نيستم. خداى متعال بر پيشوايان عدالت فرض كرده است كه خويشتن را در سطح مردمان نادار قرار دهند تا نادارى فقير ، او را برنشورانَد» .