دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩
١٤٠.امام على عليه السلام : هركه دين روزى اش شود، خير دنيا و آخرت ، روزى اش شده است.
١٤١.امام على عليه السلام : بدانيد، اى بندگان خدا كه پرهيزگاران ، هم دنياى زودگذر دارند ، هم آخرت ماندگار. با اهل دنيا در دنيايشان شريك اند ، ولى اهل دنيا در آخرت ايشان با آنان شريك نيستند. در دنيا به بهترين وجه زيستند و به بهترين وجه ، خوردند، و از دنيا همان گونه بهره مند شدند كه متموّلان شدند و از آن ، همانى را برگرفتند كه قدرتمندان متكبّر گرفتند . سپس با توشه كافى و تجارتى سودآور از دنيا رفتند. در دنياى خويش به لذّت [زهد در] [١] دنيا رسيدند و يقين كردند كه فردا در آخرتشان همجوار خدا هستند، هيچ دعايى از دعاهاى آنان رد نمى شود و از لذّتشان [در آخرت[ چيزى كم نمى گردد.
١٤٢.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به محمّد بن ا بر شما باد پروا داشتن از خدا؛ زيرا هيچ چيز به مانند پرواى از خدا ، جامع خوبى ها نيست و به هيچ چيز چون تقوا نمى توان به خير دنيا و آخرت رسيد . خداوندمى فرمايد: «به آنان كه تقوا پيشه كرده اند ، گفته مى شود : پروردگارتان چه فرو مى فرستاد؟ مى گويند: خوبى. براى آنان كه نيكى كردند ، در اين دنيا نيكى است، و البته سراى آخرت ، بهتر است، و چه نيكوست جايگاه تقوا پيشگان» . بدانيد اى بندگان خدا كه مؤمن ، براى سه پاداش كار مى كند: يا براى خير دنيا؛ زيرا كه خداوند ، او را در همين دنيا براى كارش پاداش مى دهد. خداى سبحان درباره ابراهيم فرموده است: «و مزدش را در دنيا به او داديم و در آخرت نيز از شايستگان خواهد بود» . پس، هركه براى خداى متعال كار كند ، خداوند ، مزدش را در دنيا و آخرت به او مى دهد و در هر دو جا خواست هاى او را بر مى آورد. خداوندفرموده است: «اى بندگان من كه ايمان آورده ايد ! از پروردگارتان بترسيد. براى آنان كه خوبى كردند ، در اين دنيا خوبى است، و زمين خدا پهناور است . براستى كه شكيبايان مزد خويش را بى حساب ، دريافت خواهند كرد» . پس خداوند ، آنان را بدانچه در دنيا عطايشان كرده است ، در آخرت حسابرسى نمى كند. خداىفرموده است: «براى آنان كه كار نيك كنند ، پاداش نيك است و افزونى» . مراد از پاداش نيك، بهشت است و از افزونى، دنيا. و يا براى خير آخرت [كار مى كند]؛ زيرا كه خداوند در برابر هر كار نيكى يك گناه مى بخشد. خداى مى فرمايد: «همانا خوبى ها بدى ها را از بين مى برند. اين ، پندى است براى پندگيرندگان» تا اين كه چون روز قيامت شود ، خوبى هايشان براى آنان محاسبه گردد، سپس به شمار هريك از آنها ، ده تا هفتصد برابر به ايشان عطا كند. خداوند مى فرمايد: «اين ، پاداشى است از پروردگار تو ؛ عطايى از روى حساب» . و مى فرمايد: «پس، براى آنان دو برابر آنچه انجام داده اند ، پاداش است و آنها در غرفه ها [ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود» پس ـ خدايتان رحمت كناد ـ به اين همه پاداش ، روى آوريد و براى آن كار كنيد و به ترغيب يكديگر بپردازيد. بدانيد، اى بندگان خدا، كه تقواپيشگان ، خير دنيا و آخرت را به دست آوردند: با اهل دنيا در دنيايشان شريك اند ؛ ليكن اهل دنيا در آخرت آنان شريكشان نيستند. خداوند ، از دنيا به آن اندازه اى كه بسنده شان كند و بى نيازشان سازد، برايشان مباح و روا ساخت. خداوند بلند نام مى فرمايد: «بگو: چه كسى زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و روزى هاى پاكيزه، را حرام گردانيده است؟ بگو: همه اينها در زندگى دنيا از آنِ كسانى است كه ايمان آورده اند و روز قيامت نيز ويژه آنان است. اين گونه ، آيات خود را براى گروهى كه مى دانند ، به روشنى بيان مى كنيم» . آنان در دنيا به بهترين وجه زيستند، به بهترين وجه ، خوردند و با اهل دنيا در دنيايشان شريك اند. در كنار آنان ، از خوراك هاى پاكيزه اى كه اهل دنيا مى خورند خوردند و از نوشيدنى هاى گوارايى كه ايشان مى نوشند، نوشيدند و از بهترين لباس هايى كه مى پوشند، پوشيدند و در بهترين خانه هايى كه ايشان سكونت مى كنند، سكونت كردند و مانند آنها با بهترين همسران ، ازدواج كردند و بر بهترين مَركب ها سوار شدند ؛ همانند اهل دنيا از لذّت دنيا بهره مند شدند و فردا [ى قيامت [هم در جوار خداوند هستند و از او آرزو و تمنّا مى كنند و خدا آرزوهايشان را بر مى آورد ؛ نه دعا و درخواستى از ايشان را ردّ مى كند و نه از بهره لذّت هايشان چيزى مى كاهد. پس، اى بندگان خدا! هركه را خِرَدى باشد ، به چنين چيزى اشتياق مى ورزد و براى آن كار مى كند و تقواى الهى در پيش مى گيرد . هيچ توش و توانى نيست ، مگر به واسطه خداوند.
[١] تأمّل در مضمون روايت ، نشان مى دهد كه كلمه «زهد» در اين جا با مقصدى كه امام عليه السلام در صدد تبيين آن است ، منافات دارد . و لذا به نظر مى رسد كه اين كلمه ، توسّط ناسخ به متن افزوده شده است . آنچه اين نظر را تقويت مى كند، روايت بعدى است كه در واقع ، متن اصلى اين روايت محسوب مى شود و كلمه «زهد» در آن نيست.