دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٧
١١٥.امام على عليه السلام : اى بندگان خدا! شما را به روى برتافتن از اين دنيا سفارش مى كنم... زيرا حكايت شما و حكايت آن ، به مانند مسافرانى است كه در راهى قدم گذاشته اند و گويى آن را پشت سر نهاده اند و آهنگ نشانه اى كردند و چنان است كه بدان رسيده اند.
١١٦.امام على عليه السلام : اى مردم! دنيا ، نه سراى شهادت و نه ماندنگاهتان است؛ بلكه شما در آن به سان كاروانى هستيد كه اواخر شب در جايى اتراق مى كنند و مى آسايند، و صبحگاهان بر مى نشينند و مى كوچند ، زود در مى آيند و زود مى روند، از رفتن گزيرى نمى يابند و به آنچه بر جاى نهاده اند ، بازگشتى ندارند. آنان را به شتاب وا داشتند و شتافتند، و به دنيا ميل كردند و خود را آماده نساختند، تا آن كه حلقومشان گرفته شد و به سراى مردمانى در آمدند كه قلم هايشان خشكيد [١] و از بيشتر آنان ، نام و نشانى نماند. در دنيا ، اندك ماندند و زود ، رهسپار آخرت شدند و شما در خانه هاى آنان ، مقيم شديد و در پىِ آنان مى كوچيد و مَركب ها، بى هيچ خستگى و سستى، شما را مى برند. روزتان ، جسم هاى شما را مى فرسايد و شبتان ، جان هاى شما را مى بَرَد و شما ، حكايتگر حالِ آن رفتگان مى شويد و به راه آنان مى رويد. پس، زنهار كه زندگى دنيا شما را نفريبد؛ چه ، شما در دنيا مسافرانى هستيد فرود آمده [در اين منزلگاه]، و مرگ در ميان شما فرود آمده و با تيرهاى نابودى آماجتان قرار داده و مَركب هاى آن ، خبرهاى شما را به سوى سراى پاداش و كيفر و سزا و حساب مى بَرَد.
[١] مراد ، اين است كه : به خاطر دور بودن روزگار آنها و نابود شدن آثارشان ، قلم مردمان ، از اين كه آثار آنان را ثبت كند ، خشكيد به خاطر دورى دوران آنها و نابودى آثارشان (بحار الأنوار : ج ٧٤ ص ٢٤٨). احتمال هم دارد كه مراد، قلم فرشتگان باشد. در اين صورت، كنايه از قطع شدن علم فرشتگان نسبت به آنهاست . احتمال هم دارد كنايه از چيزى باشد كه در لوح و قلم ، تقدير شده است. گويا براساس آن، فرشتگان از نگارش آنچه مربوط به آنهاست ، فارق شده اند و ديگر به حساب آورده نمى شوند (شرح اصول الكافي ملاّ صالح مازندرانى ج١٢، ص٢٠٩).