دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٥
٧٦٣.امام على عليه السلام : بخشش دنيا فناست، و آسايشش رنج، و سلامتش نابودى، و دِهِش هايش پس گرفتنى.
٧٦٤.امام على عليه السلام : آن كه به خاطر دنيا پيوند برقرار كند، پيوندش گسستنى است.
٧٦٥.امام على عليه السلام : در مواهب دنيا رقابت مكن؛ چرا كه مواهب آن ، خُرد است.
٧٦٦.امام على عليه السلام : همه سودهاى دنيا ، زيان است.
٧٦٧.امام على عليه السلام : دنيا مى دهد و پس مى گيرد، فرمان مى برد و سر مى پيچد، رَم مى دهد و اُنس مى گيرد، و اميدوار مى كند و نوميد مى گرداند. نيك بختان از آن روى مى گردانند، و شوربختان به آن مى گرايند.
٧٦٨.امام على عليه السلام : هر چيزى كه سود نرساند، زيان مى زند، و دنيا با وجود شيرينى اش تلخ است، و درويشى دنيا با وجود توانگرى به خدا (داشتن سرمايه اى چون خداوند) ، زيانى [ به انسان ] نمى رساند.
٧٦٩.امام على عليه السلام : هر توانگرى اى در دنيا، تنگ دستى است.
٧٧٠.امام على عليه السلام : اى مردم! كالاى دنيا [چون] خاشاكى است طاعون زده . پس ، از چريدن در آن ، دورى كنيد. رخت بربستن از آن ، خوش تر از آرميدن در آن است، و قدرى از آن به اندازه كفاف ، پاك تر از ثروت آن است.
٧٧١.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان { شهد دنياى تو شرنگين است پس شهد را جز با شرنگ نمى خورى } { ستوده هاى دنياى تو نكوهيده است /پس ستايش را جز با نكوهش به دست نمى آورى } { هر گاه كارى كامل شود ، كاستى اش نمايان مى شود/ هر گاه گفته شد : كامل شد، منتظر نابود شدنش باش } { چه بسيار تقديرى كه در دلِ غفلتى خزيد / و تا مردم به خود آمدند ، بر آنان يورش آورد! }