دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩
٦٤٩.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به معاويه ـ امّا بعد ؛ دنيا مايه باز داشتن از غير خود (آخرت) است، و دنياخواه ، به چيزى از آن نمى رسد ، جز آن كه درى از آزمندى و شيفتگى به دنيا بر رويش گشوده مى گردد، و با آنچه از دنيا به دست آورده ، از آنچه به دست نياورده است ، هرگز احساس بى نيازى نمى كند، در حالى كه سرانجام، بايد آنچه را گرد آورده است ، بگذارد و برود و آنچه را رشته است ، پنبه كند! و تو اگر از آنچه گذشته است ، پند مى گرفتى ، آنچه را مانده است ، پاس مى داشتى. بدرود!
٦٥٠.امام على عليه السلام ـ در نامه اش به عمرو بن عا امّا بعد ؛ دنيا مايه باز داشتن از غير خود (آخرت) است، و دنياپرست در آن ، شكست خورده است. او هرگز به چيزى از دنيا نرسيد ، مگر آن كه دنيا درى از آزمندى را به رويش گشود، و هزينه اى بر او بار كرد كه موجب دنياخواهى بيشتر او شد. دنيادار ، هر اندازه از دنيا به دست آورد ، باز او را از آنچه به دست نياورده است ، بى نياز نمى كند، در حالى كه سرانجام او ، جدا شدن از چيزى است كه گرد آورده است. خوش بخت ، كسى است كه از ديگران پند گيرد. پس، اى ابو عبد اللّه ! اجر خود را ضايع مكن، و با معاويه در راه باطلش همراهى منما؛ چرا كه معاويه مردم را خوار مى شمارد و براى حق ، ارزشى قائل نيست.
ر . ك : ج٢ ص١٠٣ (دوستى و پاكى نفس) .
ج ـ طمع
٦٥١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : جدا شدن طمع از دلى كه دنيادوست است ، ناشدنى است.
٦٥٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نفْس آدمى در دنياخواهى ، پيوسته جوان است ، هرچند از شدّت پيرى ، چنبرهاى [١] او به هم برسند.
[١] چنبر ، چنبره يا ترقوه ، استخوان باريك و نسبتاً بلندى در شانه است كه هر يك از دو سر آن ، داراى انحنايى مخالف آن ديگرى است (ر .ك : لغت نامه دهخدا).