دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٧
٢ / ١٤
چركابه اى جوشان ، حنظلى شَرَنگين ، و زهر مار
٥١٣.امام على عليه السلام : به خدا سوگند كه دنياى شما در نظر من نيست ، مگر به سان كاروانيانى كه در آبگاهى فرود آمده باشند و ناگهان كاروان سالارشان بانگ كوچ برآورد و آنها بكوچند، و خوشى هاى آن در نگاه من نيست ، مگر چونان چركابه جوشانى كه بنوشم، يا حنظلى شرنگين كه جرعه جرعه سر كشم، يا زهر مارى كه كاسه كاسه به كامم ريخته شود، يا گردنبند آتشينى كه به گردنم آويزند. من ، اين تن پوش خود را چندان پينه زده ام كه ديگر از پينه دوز آن ، خجالت مى كشم. او به من گفت: «اين را همچون ماده الاغ ها به دور انداز» [١] و حاضر نشد كه آن را وصله كند. بدو گفتم: از من دور شو، كه در بامدادان، شبروانْ ستوده مى شوند و رنج بى خوابى از ما زدوده مى شود.
٢ / ١٥
مطلّقه زيركان
٥١٤.امام على عليه السلام : من دنيا را سه طلاقه قطعى كرده ام كه ديگر مرا بدان رجوعى نيست، و ريسمانش را بر دوش آن افكنده ام.
٥١٥.مروج الذهب ـ به نقل از ضرار بن ضَمْره ، در پاسخ از دنيا و زرق و برق آن ، گريزان بود و با شب و تاريكى آن ، انس داشت . گويا مى بينم در حالى كه شب ، پرده هايش را افكنده و ستارگانش ناپديد شده اند ، او در محراب خويش محاسنش را به دست گرفته و چون مار گزيده به خود مى پيچد و به سان مصيبت زده مى گريد و مى گويد: «اى دنيا! غير مرا بفريب. آيا خود را به من عرضه مى كنى، يا كه خويشتن را برايم مى آرايى؟ مباد، مباد كه آن روز برسد! من تو را سه طلاقه كرده ام ، كه مرا در آن رجوعى نيست. عمر تو كوتاه است، و عيشت حقير، و اهمّيتت ناچيز. آه از كمىِ توشه، و دورى سفر و تنهايى [در] راه.
[١] تشبيه به الاغ، از اين جهت است كه الاغ در خوددارى از حمل بار ناهموار ، بيش از هر چارپاى ديگرى عكس العمل نشان مى دهد و سعى مى كند بارش را بر زمين بيندازد.