ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٥٨٤
١٥٦٢٤.عنه عليه السلام : الغِيبَةُ أن تقولَ في أخيكَ ما سَتَرَهُ اللّه ُ علَيهِ ، و أمّا الأمرُ الظاهِرُ فيهِ مِثلُ الحِدَّةِ و العَجَلَةِ فلا . [١]
١٥٦٢٥.الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : مَن ذَكَرَ رجُلاً مِن خَلفِهِ بما هُو فيهِ ممّا عَرَفَهُ الناسُ لم يَغتَبْهُ ، و مَن ذَكَرَهُ مِن خَلفِهِ بما هُو فيهِ ممّا لا يَعرِفُهُ الناسُ اغتابَهُ . [٢]
(انظر) الغيبة : باب : ٣٠٨٨ ، ٣٠٨٩. بحار الأنوار: ٧٥/٢٢١ «كلام الشهيد الثاني في معنَى الغيبة».
٣٠٨٨
مَن يَحرُمُ اغتِيابُهُ
١٥٦٢٦.رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن عامَلَ الناسَ فلم يَظلِمْهُم ، و حَدَّثَهُم فلم يَكذِبْهُم ، و وَعَدَهُم فلم يُخلِفْهُم ، فهُو ممَّن كَمُلَت مُرُوءَتُهُ ، و ظَهَرَت عَدالَتُهُ ، و وَجَبَت اُخُوَّتُهُ ، و حَرُمَت غِيبَتُهُ . [٣]
١٥٦٢٧.الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : ثلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ أوجَبنَ لَهُ أربَعا علَى الناسِ : مَن إذا حَدَّثَهُم لم يَكذِبْهم، و إذا خالَطَهُم لم يَظلِمْهُم ، و إذا وَعَدَهُم لم يُخلِفْهُم ، وَجَبَ أن يَظهَرَ فِي الناسِ عَدالَتُهُ ، و يَظهَرَ فيهِم مُرُوَّتُهُ ، و أن تَحرُمَ علَيهِم غِيبَتُهُ ، و أن تَجِبَ علَيهِم اُخُوَّتُهُ . [٤]
١٥٦٢٤.امام صادق عليه السلام : غيبت آن است كه درباره برادرت چيزى بگويى كه خداوند آن را پوشيده نگه داشته است، اما [سخن گفتن از ]خصلتهاى آشكارى چون تندخويى و شتابزدگى، غيبت نيست.
١٥٦٢٥.امام كاظم عليه السلام : هر كس پشت سر ديگرى چيزى بگويد كه در او هست و مردم هم آن را مى دانند غيبتش نكرده است، اما اگر كسى پشت سرش چيزى را بگويد كه در او هست ولى مردم نمى دانند، غيبتش كرده است.
٣٠٨٨
كسى كه غيبتش حرام است
١٥٦٢٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : كسى كه با مردم معامله كند و به آنان ستم نكند و با آنان سخن بگويد و دروغ نگويد و وعده شان دهد و خُلفِ وعده نكند، او از كسانى است كه مروّتش كامل و عدالتش آشكار است و برادرى كردن با او واجب و غيبت كردنش حرام است.
١٥٦٢٧.امام صادق عليه السلام : سه چيز است كه در هر كس باشد چهار چيز را بر مردم در قبال او واجب گرداند: كسى كه هرگاه به مردم سخنى بگويد، دروغ نگويد و هرگاه با آنان رفت و آمد داشته باشد، به ايشان ستم نكند و هرگاه وعده شان دهد خُلفِ وعده نكند، لازم است كه عدالتش در ميان مردم آشكار شود و مروّتش در ميان آنان هويدا گردد و غيبت از او بر مردم حرام باشد و برادرى كردن با او بر آنان واجب آيد.
[١] بحار الأنوار : ٧٥/٢٤٦/٧.[٢] الكافي : ٢/٣٥٨/٦.[٣] الخصال : ٢٠٨/٢٨.[٤] بحار الأنوار : ٧٥/٢٥١/٢٥.