ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ١٩٧
١٤٥٣٢.عنه صلى الله عليه و آله : المُسلِمونَ عِندَ شُروطِهِم فيما اُحِلَّ . [١]
١٤٥٣٣.عنه صلى الله عليه و آله : المُسلِمونَ عَلى شُروطِهِم إلاّ شَرطا حَرَّمَ حَلالاً أو أحَلَّ حَراما . [٢]
١٤٥٣٤.عنه صلى الله عليه و آله : المُؤمِنونَ عِندَ شُروطِهِم . [٣]
١٤٥٣٥.عنه صلى الله عليه و آله : إذا نَقَضوا العَهدَ سَلَّطَ اللّه ُ عَلَيهِم عَدُوَّهُم . [٤]
١٤٥٣٦.عنه صلى الله عليه و آله : ألا مَن ظَلَمَ مُعاهَدا ، أوِ انتَقَصَهُ ، أو كَلَّفَهُ فَوقَ طاقَتِهِ ، أو أخَذَ مِنهُ شَيئا بِغَيرِ طِيبِ نَفسٍ مِنهُ ، فَأنا حَجيجُه يَومَ القِيامَةِ . [٥]
١٤٥٣٧.الإمامُ عليٌّ عليه السلام : إنَّ العُهودَ قَلائدُ في الأعناقِ إلى يَومِ القِيامَةِ ، فمَن وَصَلَها وَصَلَهُ اللّه ُ ، و مَن نَقَضَها خَذَلَهُ اللّه ُ ، و مَنِ استَخَفَّ بِها خاصَمَتهُ إلَى الّذي أكَّدَها و أخَذَ خَلقَهُ بِحِفظِها . [٦]
١٤٥٣٨.عنه عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ لِلأشتَرِ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ: و إن عَقَدتَ بَينَكَ و بَينَ عَدُوِّكَ عُقدَةً ، أو ألبَستَهُ مِنكَ ذِمَّةً ، فحُطْ عَهدَكَ بِالوَفاءِ ، وَ ارعَ ذِمَّتَكَ بِالأمانَةِ ، وَ اجعَلْ نَفسَكَ جُنَّةً دونَ ما أعطَيتَ ؛ فإنَّهُ لَيسَ مِن فَرائضِ اللّه ِ شَيءٌ النّاسُ أشَدُّ عَلَيهِ اجتِماعا ـ مَعَ تَفَرُّقِ أهوائهِم ، و تَشَتُّتِ آرائهِم ـ مِن تَعظيمِ الوَفاءِ بِالعُهودِ . و قَد لَزِمَ ذلكَ المُشرِكونَ فيما بَينَهُم دونَ المُسلِمينَ لِما استَوبَلوا مِن عَواقِبِ الغَدرِ ، فَلا تَغدِرَنَّ بِذِمَّتِكَ ، و لا تَخِيسَنَّ بِعَهدِكَ ، و لا تَختِلَنَّ عَدُوَّكَ . [٧]
١٤٥٣٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمانان به شروط خود در آنچه حلال دانسته شده است، پايبندند.
١٤٥٣٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مسلمانان به شروط خود وفادارند، مگر شرطى باشد كه حلالى را حرام يا حرامى را حلال گرداند.
١٤٥٣٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مؤمنان، به شروط خود وفادارند.
١٤٥٣٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه عهد شكنى كنند، خداوند دشمنشان را بر آنان مسلّط گرداند.
١٤٥٣٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بدانيد كه هر كس به معاهدى (اهل ذمه) ستم كند، يا حقّش را كم بدهد، يا بيش از توانش او را مكلّف سازد، يا بدون رضايتش چيزى از او بگيرد، در روز قيامت من حجت آور (خصم و مدعى) او هستم.
١٤٥٣٧.امام على عليه السلام : همانا پيمانها، قلاده هايى است كه تا روز قيامت بر گردن است، هر كه آنها را رعايت كند خداوند به او احسان نمايد و هر كه آنها را بشكند خداوند او فرو بگذارد و هر كه پيمانها را سبك شمارد پيمانها از او نزد آن كس كه بر پيمانها تأكيد كرده و از خلق خود خواسته است تا آنها را پاس دارند، شكايت برد.
١٤٥٣٨.امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى خود به مالك اشتر ـنوشت : اگر با دشمنت پيمانى بستى، يا او را امان دادى، به پيمان خود وفادار باش و در امانت امانتدار باش و خود را سپر پيمان و امانى كه داده اى، قرار ده؛ زيرا هيچ يك از فرايض خداوند مثل وفاى به عهد نيست كه مردم، با وجود داشتن خواسته هاى گوناگون و آرا و انديشه هاى متفاوت، در بزرگداشت آن يكدل باشند. مشركان هم، پيش از مسلمانان، وفاى به عهد را در ميان خود لازم مى دانستند؛ زيرا عواقب پيمان شكنى را بد و ناگوار مى ديدند. بنا بر اين، به امان خود خيانت مكن و پيمانت را مشكن و دشمنت را مفريب.
[١] كنز العمّال : ١٠٩١٩.[٢] كنز العمّال : ١٠٩٤٨.[٣] بحار الأنوار : ٧٧/١٦٥/٢.[٤] بحار الأنوار : ١٠٠/٤٦/٣.[٥] كنز العمّال : ١٠٩٢٤.[٦] غرر الحكم : ٣٦٥٠.[٧] نهج البلاغة : الكتاب ٥٣ .