ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٣٧٣
١٤٩٧٦.الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ عِند تِلاوَتِهِ «يا أيُّها الإنسانُ ما غَرّ: أدحَضُ مَسؤولٍ حُجّةً ، و أقطَعُ مُغتَرٍّ مَعذِرَةً ، لَقَد أبرَحَ جَهالَةً بنفسِهِ ، يا أيُّها الإنسانُ ما جَرَّأكَ على ذَنبِكَ ؟ ! و ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ ؟ ! و ما أنَّسَكَ بِهَلَكَةِ نَفسِكَ ؟ ! [١]
١٤٩٧٧.عنه عليه السلام : الحَذَرَ الحَذَرَ أيُّها المغرورُ ! و اللّه ِ ، لقد سَتَرَ حتّى كأنَّهُ قد غَفَرَ! [٢]
١٤٩٧٨.عنه عليه السلام : إنّ مِن العِصمَةِ ألاّ تَغتَرُّوا بِاللّه ِ . [٣]
١٤٩٧٩.عنه عليه السلام : إنَّ مِنَ الغِرَّةِ باللّه ِ أن يُصِرَّ العَبدُ علَى المَعصيَةِ و يَتَمَنّى علَى اللّه ِ المَغفِرَةَ . [٤]
١٤٩٨٠.عنه عليه السلام : كم مِن مُستَدرَجٍ بالإحسانِ إلَيهِ ، و مَغرورٍ بِالسَّترِ علَيهِ ، و مَفتونٍ بِحُسنِ القَولِ فيهِ ! . [٥]
١٤٩٧٦.امام على عليه السلام ـ وقتى آيه «اى انسان! چه چيز تو را به پروردگار كرفرمود : انسانى كه در اين آيه مورد خطاب و سؤال است، هر دليلى براى مغرور شدنش به خدا بياورد دليلش بر باطل است و عذر و بهانه اش از عذر و بهانه هر فريب خورده ديگرى بى پايه تر و جهالتْ وجود او را سخت فرا گرفته است. اى انسان! چه چيز تو را به گناه كردن دلير كرده است؟ چه چيز تو را به پروردگارت مغرور و گستاخ كرده است؟ چه چيز تو را به نابود كردن نفست خو داده است؟
١٤٩٧٧.امام على عليه السلام : زنهار، زنهار، اى فريب خورده! به خدا سوگند كه او چنان [گناهان را ]پوشانده، كه گويى بخشيده است.
١٤٩٧٨.امام على عليه السلام : يكى از عوامل مصون ماندن از گناهان، اين است كه به خدا مغرور نشويد (به او طمع بيهوده مبنديد و خود را از عذاب او ايمن مپنداريد).
١٤٩٧٩.امام على عليه السلام : پا فشارى كردن بنده در معصيت و آرزوى آمرزش داشتن از خدا، مغرور شدن به خداست.
١٤٩٨٠.امام على عليه السلام : بسا كسانى كه با احسان خداوند اندك اندك به عذاب حق نزديك شده اند و به خاطر پوشاندن گناهانشان مغرور و فريفته شده اند و به سبب تعريف و تمجيد [مردمان ]از آنان به فتنه و تباهى افتاده اند!
[١] نهج البلاغة : الخطبة ٢٢٣ .[٢] غرر الحكم : ٢٦١١.[٣] تحف العقول : ١٥٠.[٤] تنبيه الخواطر : ٢/٧٢[٥] نهج البلاغة : الحكمة ١١٦.