ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٥٠٥
١٥٣٧٠.عنه صلى الله عليه و آله : صِنفانِ مِن اُمَّتِي لا نَصِيبَ لَهُما في الإسلامِ : الغُلاةُ و القَدَرِيَّةُ . [١]
١٥٣٧١.عنه صلى الله عليه و آله ـ لعليّ عليه السلام ـ: يا عليُّ ، مَثَلُكَ في اُمَّتي مَثَلُ المَسيحِ عيسَى بنِ مريمَ ، افتَرَقَ قَومُهُ ثلاثَ فِرَقٍ : فِرقَةٌ مؤمِنُونَ و هُمُ الحَواريُّونَ ، و فِرقَةٌ عادَوهُ و هُمُ اليَهودُ ، و فِرقَةٌ غَلَوا فيهِ فَخَرَجُوا عن الإيمانِ . و إنَّ اُمَّتي سَتَفتَرِقُ فيكَ ثلاثَ فِرَقٍ ؛ ففِرقَةٌ شِيعَتُكَ وَ هُمُ المؤمنونَ ، و فِرقَةٌ عَدُوُّكَ و هُم الشاكُّونَ ، و فِرقَةٌ تَغلُو فيكَ و هُمُ الجاحِدونَ ، و أنتَ فِي الجَنَّةِ يا عليُّ و شيعَتُكَ و مُحِبُّ (مُحِبُّو) شيعَتِكَ ، و عَدُوُّكُ و الغالِي فِي النارِ . [٢]
١٥٣٧٢.عنه صلى الله عليه و آله ـ لعليّ عليه السلام ـ: يا عليُّ ، مَثَلُكَ في هذهِ الاُمَّةِ كَمَثَلِ عيسَى بنِ مَريمَ ؛ أحَبَّهُ قَومٌ فَأفرَطوا فيهِ ، و أبغَضَهُ قَومٌ فَأفرَطوا فيهِ ، قالَ : فَنَزَلَ الوَحيُ : «و لَمّا ضُرِبَ ابنُ مَريمَ مَثَلاً إذا قَومُكَ مِنهُ يَصِدُّونَ» [٣] . [٤]
١٥٣٧٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دو گروه از امّت من بهره اى از اسلام ندارند : غُلات و قدريّه.
١٥٣٧١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على! حكايت تو در ميان امّت من، حكايت عيسى بن مريم است كه مردم درباره او سه فرقه شدند : فرقه اى مؤمن ماندند ، و آنان همان حواريانند، فرقه اى با او دشمنى ورزيدند و آنان يهوديانند و فرقه اى درباره او غلوّ كردند و در نتيجه از ايمان خارج شدند . امّت من نيز بزودى نسبت به تو سه فرقه خواهند شد : فرقه اى شيعه و پيرو تو هستند و آنان همان مؤمنانند، فرقه اى دشمن تو هستند و آنان شك كنندگانند و فرقه اى درباره تو غلوّ مى كنند و آنان منكران [خدا] هستند . اى على! تو و شيعيان تو و دوستدارانِ شيعيان تو در بهشت هستيد و دشمن تو و غلوّ كننده درباره تو در آتشند.
١٥٣٧٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على! حكايت تو در ميان اين امّت، حكايت عيسى بن مريم است كه گروهى او را دوست داشتند و درباره اش غلوّ كردند و گروهى او را دشمن داشتند و در دشمنى با او افراط ورزيدند. پس وحى نازل شد كه : «و چون داستان پسر مريم آورده شد، قوم تو از آن بانگ [به ريشخند ]برداشتند».
[١] بحار الأنوار : ٢٥/٢٧٠/١٤.[٢] بحار الأنوار : ٢٥/٢٦٤/٤.[٣] الزخرف : ٥٧ .[٤] بحار الأنوار : ٢٥/٢٨٤/٣٤، و انظر الغارات : ٢/٥٨٩.