ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٤٨٩
١٥٣١٧.الإمامُ عليٌّ عليه السلام : اِحذَرُوا الغَفلَةَ ؛ فإنّها مِن فَسادِ الحِسِّ . [١]
١٥٣١٨.الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام : اِعلَمْ وَيحَكَ يَا بنَ آدمَ ! أنَّ قَسوَةَ البِطنَةِ ، و كِظَّةَ المِلْأةِ ، و سُكرَ الشِّبَعِ ، و غِرَّةَ المُلكِ ، مِمّا يُثَبِّطُ و يُبطِئُ عنِ العَمَلِ ، و يُنسِي الذِّكرَ ، و يُلهِي عنِ اقتِرابِ الأجَلِ ، حتّى كَأنَّ المُبتَلى بِحُبِّ الدنيا بهِ خَبَلٌ مِن سُكرِ الشَّرابِ . [٢]
١٥٣١٩.الإمامُ الباقرُ أو الإمامُ الصّادقُ عليهما السلام كُلُّ القَومِ ألهاهُمُ التَّكاثُرُ حتّى زارُوا المَقابِرَ ! [٣]
٣٠٥٣
عَلاماتُ الغافِلِ
١٥٣٢٠.لُقمانُ عليه السلام ـ لابنِهِ و هو يَعِظُهُ ـ: يا بُنَيَّ ، لِكُلِّ شَيءٍ علامةٌ يُعرَفُ بها و يُشهَدُ علَيها ... و للغافِلِ ثلاثُ علاماتٍ : السَّهوُ ، و اللَّهوُ ، و النِّسيانُ . [٤]
١٥٣٢١.الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في صفةِ الغافِلِ ـ: و هُو في مُهلَةٍ مِن اللّه ِ ، يَهوِي مَع الغافِلينَ ، و يَغدُو مَع المُذنِبينَ ، بلا سَبيلٍ قاصِدٍ ، و لا إمامٍ قائدٍ... حتّى إذا كَشَفَ لَهُم عن جَزاءِ مَعصِيَتِهِم،و استَخرَجَهُم مِن جَلابِيبِ غفلَتِهِم ، استَقبَلُوا مُدبِرا ، و استَدبَرُوا مُقبِلاً ، فلم يَنتَفِعُوا بما أدرَكُوا مِن طَلِبَتِهِم ، و لا بما قَضَوا مِن وَطَرِهِم . [٥]
١٥٣١٧.امام على عليه السلام : از غفلت بپرهيزيد كه آن ناشى از تباهى حسّ و دريافت است.
١٥٣١٨.امام زين العابدين عليه السلام : واى بر تو اى فرزند آدم! بدان كه سنگينىِ پُرخورى و رخوت و تنبلىِ برخاسته از انباشتنِ معده و مستى سيرى و غفلتِ حاصل از قدرت، از چيزهايى هستند كه انسان را در زمينه عمل كُند و تنبل مى كنند و ذكر خدا را از ياد او مى برند و از نزديك بودن مرگ، غافل مى سازند، تا جايى كه گرفتار دوستى دنيا، گويى از مستىِ شراب، ديوانه شده است.
١٥٣١٩.امام باقر يا امام صادق عليهما السلام : تفاخر به بسيارىِ مال و فرزند، همه مردم را به غفلت كشاند تا جايى كه به ديدن گورها رفتند.
٣٠٥٣
نشانه هاى غافل
١٥٣٢٠.لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـفرمود : پسرم! هر چيزى را نشانه اى است كه با آن شناخته مى شود و به وجود آن گواهى مى دهد ... و غافل را سه نشانه است : سهو و سرگرمى و فراموشى.
١٥٣٢١.امام على عليه السلام ـ در توصيف غافل ـفرمود : او در اين چند صباحى كه خداوند مهلتش داده است، با غافلان سرگرم است و روز خود را با گنهكاران سپرى مى كند، بى آن كه راه راستى را بپيمايد و پيشوايى راهنما داشته باشد... تا آن كه خداوند كيفر گناهانشان را به آنان نشان داد و از پس پرده هاى غفلت بيرونشان آورْد، به آنچه بدان پشت كرده بودند (مرگ و آخرت) روى نهادند و به آنچه بدان روى آورده بودند (دنيا) پشت كردند و نه از آنچه طلبيدند و بدان رسيدند سودى بردند و نه از خواسته هاى خود كه به آنها دست يافتند، بهره اى يافتند.
[١] غرر الحكم : ٢٥٨٤.[٢] تحف العقول : ٢٧٣.[٣] الأمالي للمفيد : ١٨٤/٧.[٤] الخصال : ١٢١/١١٣.[٥] نهج البلاغة : الخطبة ١٥٣.