ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ١٦٥
١٤٤٦٦.عنه عليه السلام : إذا قالَ المُؤمِنُ لِأخيهِ : اُفٍّ ! خَرَجَ مِن وَلايَتِهِ . و إذا قالَ : أنتَ عَدُوّي ! كَفَرَ أحَدُهُما ؛ لِأنَّهُ لا يَقبَلُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ مِن أحَدٍ عَمَلاً في تَثريبٍ [١] عَلى مُؤمِنٍ نَصيحَةً ، و لا يَقبَلُ من مُؤمِنٍ عَمَلاً و هُوَ يُضمِرُ في قَلبِهِ عَلَى المُؤمِنِ سُوءا... و لَو نَظَروا إلى مَردودِ الأعمالِ مِنَ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ لَقالوا : ما يَتَقَبَّلُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ مِن أحَدٍ عَمَلاً . [٢]
١٤٤٦٧.عنه عليه السلام : لا وَ اللّه ِ لا يَقبَلُ اللّه ُ شَيئا مِن طاعَتِهِ عَلَى الإصرارِ عَلى شَيءٍ مِن مَعاصيهِ . [٣]
١٤٤٦٨.عنه عليه السلام : لا يَقبَلُ اللّه ُ مِن مُؤمِنٍ عَمَلاً و هُوَ مُضمِرٌ عَلى أخيهِ المُؤمِنِ سُوءا . [٤]
١٤٤٦٦.امام صادق عليه السلام : هر گاه مؤمن به برادرش بگويد : اُف بر تو! از محدوده دوستى او بيرون رود و هر گاه بگويد : تو دشمن من هستى! يكى از آن دو كافر باشد ؛ [٥] زيرا خداوند عزّ و جلّ از هيچ كس عمل خير خواهانه اى را نسبت به مؤمن، در صورتى كه با سرزنش و به رخ كشيدن خطاى او همراه باشد، نمى پذيرد و از هيچ مؤمنى، چنانچه نسبت به مؤمنى سوء نيّت داشته باشد، عملى را قبول نمى كند... [مردم ]اگر اعمالى را كه از درگاه خداوند عزّ و جلّ برگردانده مى شود، مى ديدند مى گفتند : خداوند عزّ و جلّ از احدى هيچ عملى را نمى پذيرد.
١٤٤٦٧.امام صادق عليه السلام : به خدا قسم كه خداوند هيچ طاعتى را، چنانچه با اصرار بر چيزى از نافرمانى و معصيت او همراه باشد، نمى پذيرد.
١٤٤٦٨.امام صادق عليه السلام : خداوند از مؤمنى كه نسبت به برادر مؤمن خود نيّت بد داشته باشد، هيچ عملى را نمى پذيرد.
[١] التثريب : توبيخ و تعيير و استقصاء في اللّوم (مجمع البحرين : ١/٢٤٠)، و قوله : «نصيحة» إمّا بدل أو بيان لقوله «عملاً» أي لا يقبل من أحد نصيحة لمؤمن يشتمل على تعيير ، أو مفعول لأجله للتثريب ؛ أي لا يقبل عملاً من أعماله إذا عيّره على وجه النصيحة فكيف بدونها . (كما في هامش المصدر).[٢] الكافي: ٨/ ٣٦٥/ ٥٥٦ .[٣] الكافي : ٢/٢٨٨/٣.[٤] الكافي : ٢/٣٦١/٨.[٥] زيرا مؤمن دشمن كافر است نه دشمن مؤمن؛ بنا بر اين اگر مخاطب، مؤمن باشد گوينده كافر است و اگر كافر باشد گوينده مؤمن است. همچنين اين سخن (تو دشمن من هستى) يا راست است يا دروغ كه در هر صورت كفر يكى از طرفين لازم مى آيد ـ م.