حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٣٨ - شش پرهيز از جمود در فهم اخبار
ملكوتى حضرت امير عليه السلام گفته است:
شما ملاحظه كنيد كه يك نفر كه خليفه مسلمين است، زمامدار امور است، اين، چه وضعى داشته است. در حالى كه خليفه است، مىخواهد نماز جمعه بخواند، لباس زيادى ندارد. مىرود بالاى منبر، آن لباس [را] كه دارد، حركت مىدهد- به حسب نقل- تا خشك بشود. دو تا لباس ندارد.[١]
يك كفشى را كه خودش وصله مىكرده است، كفاشى مىكرده است، [وقتى] ازش [درباره خلافت] مىپرسند، حضرت مىفرمايد كه: اين كفش، چقدر ارزش دارد. [سؤال كننده] مىگويد: هيچ! مىگويد كه: «امارت بر شما هم، خلافت هم، در نظر من، مثل اين كفش و پايينتر از اين كفش است، مگر اين كه اقامه عدالت كنم».
شما كجا سراغ داريد كه يك نفر، خليفه باشد و وضعش اين طور باشد؟ حضرت امير- سلام اللَّه عليه- حقيقتاً مظلوم است و مظلوم بوده است؛ حتى در بين شيعيان هم مظلوم است. وقتى مىخواهند تعريف كنند از حضرت امير، تعريف مىكنند به چيزهايى كه برخلاف واقع است و توهين به حضرت است. مثلًا مىگويند كه انگشترش را كه مىخواسته هديه بدهد به فقير، قيمتش خراج شامات بوده است! آن كسى (كه) لباسش آن است، انگشتر مىپوشد كه قيمتش خراج [شامات] باشد؟! اين يك دروغى است كه اگر روايت هم داشته باشد، دروغ است- در صورتى كه ندارد-.[٢]
شش. پرهيز از جمود در فهم اخبار
تدبّر و تعقّل در فهم حديث، آن است كه با در نظر داشتن حريم و حصار روايت، با آن از سَرِ سادگى و بلاهت برخورد نشود؛ بلكه با اين اعتقاد در فهم آن تلاش شود كه:
گويندگان حديث، انسانهايى حكيم، دورانديش، انسان شناس و آگاه به پيدا و پنهان هستى بودهاند. همچنين دانسته شود كه مخاطب آنان، همه انسانها در تمامى اعصار هستند و در ميان اينان، فرزانگان، نابغهها و... خواهند بود.
[١]. الحياة، ج ٢، ص ٢٢٩، ح ٧.
[٢]. صحيفه نور، ج ٢٠، ص ١٨٥.