حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٢٦ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
از اين، از آن سخن مىگوييم. برخى ديگر نيز به طريقه دوم در اين نوشته (يعنى قبول از راويان برجستهاى مانند «اصحاب اجماع» يا «الذين لايروون ولايرسلون إلا عن ثقة») بر مىگردد.
بجز اينها ساير قرائن، قابل اعتماد نيستند.
اما منظور ما از قرائن و شواهد، تحقيقهاى موردى است كه نشان مىدهد دو راوى نمىتوانند از نظر زمانى از يكديگر نقل حديث كنند، يا راوى به هيچ وجه محل وقوع حادثه يا صدور سخن را درك نكرده است و....
مثلًا راوى «روايات غرانيق»، ابن عباس است كه در زمان وقوع حادثه سه سال بيش نداشته است. زيرا وى متولد سال سوم قبل از هجرت است و نمىتواند ناقل اين حادثه باشد.[١]
و مثل آنچه در مورد روايت حمّاد در باب «آداب الصلاة» نقل كرديم (ضمنِ ايراد «جامع و مانع نبودن» در همين مقاله).
٥- شناخت راويان كذّاب
راويانى كه معروف به كذب هستند و روايت آنها را هيچ ثقهاى نقل نكرده، قابل قبول نيستند. بدين معنا كه اصل در نقل اينها نادرستى است، مگر آن كه افراد ثقهاى آن روايت را نقل كرده باشند يا قرائن و شواهدى بر درستى حديث اقامه گردد.
از اين قبيل است روايتى كه راوى آن، اعتراف به وضع و جعل حديث كند.
ب. نقد محتوا
دومين راه ارزيابى احاديث كه مورد عمل عقلا و توصيه شرع است، نقد محتوايى احاديث است. روشن است كه نقد سند، دايره كذب و نادرستى را محدود مىكند. اما
[١]. التمهيد في علوم القرآن، ج ١، ص ٦١.