حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٢٣ - ١ روايات موافق
گرفت و گلهاى زمين روييدند. اين همان روزى است كه كشتى نوح عليه السلام بر سرِ جودى آرامش يافت و همان روزى است كه خداوند، گروهى چند هزار نفره را كه از ترس مرگ از خانهها بيرون رفته بودند، زنده ساخت، پس از آن كه آنان را ميرانده بود. اين، روز فرود جبرئيل بر پيامبر اسلام است و روزى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله امام على عليه السلام را بر دوش گرفت تا بتهاى قريش را در مسجد الحرام شكست و در همين روز، ابراهيم، بتها را شكست. اين همان روزى است كه پيامبر به يارانش دستور داد با على عليه السلام بيعت كنند و در همين روز، على را براى بيعت گرفتن از جنّيان فرستاد. در همين روز، دومين بيعت با اميرالمؤمنين انجام شد. در همين روز، على عليه السلام بر نهروانيان پيروز شد و ذوالثديه را به قتل رساند. در اين روز، قائم ما و صاحبان حكومتْ قيام مىكنند و در همين روز، قائم ما بر دجّال، پيروز مىگردد و او را در زباله دان كوفه به دار مىآويزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داريم؛ چرا كه آن از روزهاى ما و شيعيان ماست.
فارسيان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضايع كرديد».
و فرمود: «يكى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند پرسيد چگونه مردمانى را كه خارج شدند، زنده مىكند. خداوند بدو وحى كرد كه در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد- و آن، اولين روز سال فارسيان است- و آنها زنده شدند، در حالى كه سى هزار نفر بودند. از همين جا پاشيدن آب در نوروز، سنّت شده است».
گفتم: آيا نامهاى روزهاى فارسى را به من تعليم نمىدهى؟ فرمود: «اى معلّى! اينها روزهايى كهن از ماههايى كهن است. هر ماه، سى روز است، بدون كم و كاست ...».
گفتنى است ابن فهد نيز بخشى از اين روايت را پيش از علّامه مجلسى در كتاب «المهذّب البارع» آورده است.[١]
٨. مُحدث نورى (م ١٣٢٠ ق) در «مستدرك الوسائل» به نقل از كتاب حسين بن هَمْدان آورده است:
عن المفضّل بن عمر، عن الصادق عليه السلام، قال له في خبر طويل في جملة كلامه عليه السلام:
... فأوحى اللَّه إليه: «يا حزقيل! هذا يوم شريف عظيم قدره عندى، و قد آليت أن
[١]. المهذّب البارع، ج ٢، ص ١٩٥- ١٩٦.