حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣٦ - سه ارزيابى نهايى
روايت معلّى جاى مناقشه در سند و دلالت ندارد؛ چنان كه حديث «مناقب» نمىتواند با آن معارضه كند؛ چرا كه با سستىاى كه در آن مشهود است، احتمال تقيه نيز در آن مىرود.[١]
گفتنى است حمل روايت «مناقب» ابن شهر آشوب بر تقيه بعيد نيست؛ چرا كه اهل سنّت، روزه نوروز را مكروه مىدانند.[٢]
و بدين جهت، در تعارض روايتهاى معلّى و «مناقب»، جانب روايات معلّى رجحان مىيابد.
بجز اينها، رسالهها و كتبى نيز در تأييد فضيلت نوروز و روايات معلّى تدوين شده، كه برخى به چاپ رسيده و برخى ديگر، خطى باقى ماندهاند.[٣]
سه. ارزيابى نهايى
چنان كه پيش از اين ياد شد، اين نوشتار، نوروز را از منظر حديث و روايت مىكاود و از تاريخ و تقويم نگارى و فقه، تنها آن را بر مىرسد كه به گونهاى با حديث و روايتْ مرتبط شود و در نقد يا تأييد آن، سودمند افتد.
اينك نكتههايى درباب اين رواياتْ آورده مىشود تا پس از آن به جمع بندى نهايى نزديك شويم.
يكم. در نقد نوروز، چهار حديث آورديم. اين احاديث، به هيچ رو قابل تصحيح و اعتبار نيستند؛ زيرا:
١. روايت اوّل و چهارم، مضمونى واحد دارند كه اوّلى در مصادر شيعه و دومى در مصادر اهل سنّتْ ياد شده است. روايت شيعى را به قطب راوندى (از عالمان قرن
[١]. جواهر الكلام، ج ٥، ص ٤٠.
[٢]. بدائع الصنائع، ج ٢، ص ٧٩؛ المغنى، ج ٣، ص ٩٩.
[٣]. چاپ شدهها مانند: رساله نوروزيه، سيد هاشم نجفى يزدى، ١٣٧١ قمرى. براى نسخههاى خطى بنگريد به: الذريعة الى تصانيف الشيعة، ج ٢٤، ص ٣٧٩- ٣٨٤؛ نامه مفيد، ش ٩، ص ٢١٣- ٢١٥، مقاله« نوروز در فرهنگ شيعه».