حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣٥ - دو ديدگاه ها
المتهجّد، وسائل الشيعة، بحارالأنوار، و ... ياد شده است؛ چنان كه روايتهايى نيز كه به گونهاى ضمنى نوروز را تأييد مىكنند در: الكافى، كتاب من لايحضره الفقيه و دعائم الاسلام منقول است. شايد همين كثرت فتواها و نقلها سبب شده است كه صاحب «جواهر» بگويد:
غسل روز نوروز، نزد متأخرانْ مشهور است؛ بلكه مخالفى در آن نديديم.[١]
بجز اين، تلاش محدّثان و فقيهان در پاسخگويى به ديدگاه مخالفان نيز درخور درنگ است. علّامه مجلسى در «بحارالأنوار»، بيشترين كوشش را در اين باره به انجام رسانده و شبهههاى مخالفان را پاسخ گفته است؛ وى در قسمتى از نوشتار مفصّلش در نقد روايت ابن شهرآشوب (در مذمت نوروز)، مىنويسد:
اين حديث، با روايتهايى كه معلّى بن خنيس آورده مغايرت دارد و بر جايگاه نداشتن نوروز در شريعتْ دلالت دارد؛ ليك روايتهاى معلّى از نظر سند، قوىتر و نزد اصحاب، مشهورتر ند.
از سوى ديگر مىتوان گفت كه اين، حديث تقيه است؛ چرا كه در روايات المناقب ابن شهرآشوب، مطالبى ذكر شده كه زمينه تقيه دارد.[٢]
پس از وى نيز عالمان ديگرى به پاسخگويى اجمالى يا تفصيلى گام برداشتهاند.
شيخ انصارى در نقد روايت المناقب مىگويد:
روايت «مناقب» نمىتواند با احاديث معلّى معارضه كند؛ زيرا روايت معلّى نزد اصحاب، از شهرت بيشترى برخوردار است و احتمال تقيّه در روايت «مناقب» وجود دارد.[٣]
همچنين صاحب «جواهر» در دفاع از روايتهاى معلّى و نقد حديث «مناقب» مىنويسد:
[١]. المستند، ج ١٧، ص ٢٩٩.
[٢]. بحارالأنوار، ج ٥٦، ص ١٠٠.
[٣]. كتاب الطهارة، ص ٣٢٨.