حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٢٢ - ٣ احترام به حقوق و كرامت هاى انسانى
يا أيها الناس! لولا كراهية الغدر، كنت من أدهى الناس.[١]
اى مردم! اگر نبود زشتى نيرنگ، من از سياستبازترينْ مردمان بودم.
و تفاوت خود را با معاويه در اين مىداند كه معاويه نيرنگ مىكند؛ امّا او از نيرنگ، دورى مىجويد.[٢]
و به مالك اشتر، چنين سفارش مىكند:
اگر با دشمنت پيمانى بستى، بدان وفاكن و با امانت پيشگى بدان بنگر...؛ چرا كه مردم به هيچ يك از فريضهها به اندازه احترام به پيمانها اهتمام ندارند.[٣]
اگر گزارش شده كه على عليه السلام در نبردها خدعه مىكرد، به معناى نيرنگ و شكستن پيمانها نيست؛ بلكه گونهاى استفاده از جنگ روانى است. مثلًا در نبرد صِفّين، سوگند مىخورَد كه معاويه را خواهم كشت و اين سخن را بلند بر زبان مىآورد و آن گاه، آهسته مىگويد: «إن شاء اللَّه!».[٤]
اين رفتار، هيچگونه نيرنگى به همراه ندارد.
به نظر مىرسد كه «خدعه در نبرد» نيز به معناى پيمان شكنى و خلاف قراردادها عمل كردن نيست؛ بلكه دقّت در برنامه ريزى و زيركى و باهوشى و نوعى جنگ روانى با دشمن است؛ وگرنه، صداقت و يك رنگى، اصلى برجسته در تعاليم اسلام و نظام زندگى است كه استثنا بر نمىدارد و على عليه السلام، اهتمام داشت كه آن را احيا كند و شايد به همين جهت، از عزل معاويه در آغاز كار، صرف نظر نكرد.
٣. احترام به حقوق و كرامتهاى انسانى
در مكتب سياسى امام على عليه السلام، انسانها يا برادر دينىاند و يا همتاى انسانى[٥]
و از
[١]. موسوعة الامام على بن أبي طالب عليه السلام، ج ٤، ص ١٢٧.
[٢]. همان.
[٣]. نهج البلاغة، نامه ٥٣.
[٤]. موسوعة الامام على بن أبي طالب عليه السلام، ج ٤، ص ٣٠٣.
[٥]. نهج البلاغة، نامه ٥٣:« إما أخٌ لك في الدين أو نظير لك فى الخلق».