حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٧٣ - ٤ تبعيت از اهوا و آرا
سو، دين را غير قابل پياده شدن جلوه مىدهد.
شهيد مطهرى معتقد است گرچه خوارج در برههاى از تاريخ اسلام طلوع و غروب داشتند، اما روح خارجيگرى- كه همان جمود و بسته ذهنى است-، بر جاى مانده است و هميشه انديشه ناب دينى را آزار مىدهد:
طرز تفكر خوارج و شيوه انديشه آنان (جمود فكرى و انفكاك تعقل از تدين)، در طول تاريخ اسلام، به صورتهاى گوناگونى در بنيان جامعه اسلامى رخنه كرده است. هرچند ساير فِرَقْ خود را مخالف با آنان مىپندارند، اما باز روح خارجيگرى را در طرز انديشه بسيارى از آنان مىيابيم.[١]
٤. تبعيت از اهوا و آرا
اميرمؤمنان در «نهج البلاغه» فرمود:
إنّما بَدْءُ وُقُوعِ الفِتَنِ اهْواءٌ تُتّبَع؛[٢]
همانا پيدايش فتنه، از «هوسهاى پيروى شده» سرچشمه مىگيرد.
و نيز از جريان خطرناك بد فهمى دينى، با اين تعبير ياد كرده است:
يَعْطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى اذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى؛[٣]
از پسِ دورانى كه هدايت وحى، تابع هوسهاى اين و آن است، او هوسها را تابع هدايت وحى مىكند.
آن كس كه انديشه و رأى خود را بر سفره حديث مىچيند، خود را عرضه داشته است، نه حديث را؛ بلكه از حديث، نقابى براى پنهان كردن خويش ساخته است.
چه بسيار انديشههاى ناصواب و آراى تاريك و مجهول كه در پس نقاب حديث، خود را عرضه داشتند! و چه بسيار نِحلههاى فكرى كه افكار غير مُبَرهَن خود
[١]. جاذبه و دافعه على عليه السلام، ص ١٦٦.
[٢]. نهج البلاغة، خطبه ٥٠.
[٣]. همان، خطبه ١٣٨.