حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠٦ - اينك نقد ما
بجز اين دو معنا، آراى ديگرى نيز در معناى اين حديث، عرضه شده كه بدانها اشاره مىشود:
١. استاد محمّدتقى جعفرى، زنان و مردان را در عقلِ عملى برابر مىداند و تفاوت را در عقل نظرى مىبيند. وى عقل نظرى را چنين تعريف نموده است:
عقل نظرى همان فعّاليت استنتاج هدفها يا وصول به آنها با انتخاب واحدها و قضايا و وسايلى است كه مىتوانند براى رسيدن به هدفها كمك نمايند، بدون اين كه واقعيت يا ارزش آن هدفها و وسايل را تضمين نمايد.[١]
سپس مىافزايد:
بنابراين، آنچه كه صنف مرد به او مىبالد و مغرور مىشود، فى نفسه داراى ارزش نيست، و اعتبارى بيش از شكل دادن به واحدها و قضايايى كه آنها را صحيح تلقّى كرده است ندارد؛ بلكه از آن جهت است كه اشتياق آدمى به دريافت واقعيّت و رشد شخصيّت، به شرط اعتدال روانى، سطوح شخصيّت وى را اشغال مىنمايد. لذا با حاكميّت عقلِ نظرى، درباره واقعيّتها و رشد شخصيت، همواره دچار نوعى تشويش خاطر و وسوسه مىباشد.[٢]
٢. آقاى لبيب بيضون، مؤلّف تصنيف نهج البلاغة معتقد است:
قدرت تمييز خوب و بد در امور اساسى، به تمامى انسانها تعميم دارد؛ ولىدر تشخيص خيروشر در امور فرعى، عنصر مردانه اندكى بر عنصر زنانه ترجيح دارد.
ايشان معتقد است:
مردان در تشخيص امور فرعى و دقيق، بر زنان، برترى دارند. به علاوه، از آن جاكه زن فطرتاً موجودى عاطفى است، در تمام امور زندگى پيروى وى از اميال باطنى قويتر از فرمانبرى وى از عقل است.[٣]
[١]. ترجمه و تفسير نهج البلاغه، محمدتقى جعفرى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، ١٣٦١، ج ١١، ص ٢٩٢- ٢٩٣.
[٢]. همان، ص ٢٩٨- ٢٩٩.
[٣]. زن در نهج البلاغه، علايى رحمانى، ص ١٢٥.