حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣٠ - دو ديدگاه ها
مجوسى روبه رو هستيم. در اين جا پارهاى از اين ديدگاهها را مىآوريم:
آقا رضى قزوينى (در رسالهاى كه در سال ١٠٦٢ قمرى نگاشته)، شايد نخستين كسى باشد كه به تفصيل، نوروز را نقد كرد. وى به طور عمده منكر تطبيق نوروز رايج با نوروز ياد شده در روايات است و از اين طريق بر روايتهاى مؤيِّد، خرده مىگيرد و پس از نقل روايت معلّى مىنويسد:
با توجه به استحباب اعمال مذكوره در نوروز و اين كه اين اعمال، موقته است و در امثال اين عبادات، اگر التزام وقت خاص نشود و در اوقات ديگر به عمل آيد، بدعت مىباشد، بنابراين، تعبد به اين عمل [را] مكلّفى تواند كه لااقل ظن به تعيين وقت مذكور تحصيل كرده باشد. تحصيل اين ظن، لامحاله از امارات شرعيه و عرفيه تواند بود و چون در عرف به اعتبار اختلاف اصطلاحات حاليه نوروز متعدد است- چنان كه بعضى از آن، بعد از اين مذكور مىگردد- و اشهريت بعضى به بعضى ازمنه اماره نمىشود و در ظاهر قرآنْ چيزى در اين باب نيست، اماره آن از روايات و اخبارْ تتبّع بايد نمود.[١]
محمد اسماعيل خواجويى (م ١١٧٣ ق) تناقضهاى روايتهاى معلّى را دليل ناتمام بودن آن مىداند و مىنويسد:
فقير بىبضاعت گويد: به حسب ظاهرى ميان اين حديث و حديث سابقْ تناقض است؛ چه، در حديث سابقْ مذكور است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله در روز نوروز، اميرالمؤمنين عليه السلام را به دوش مبارك برداشته تا بتان قريش را از فوق كعبه به زير انداخته، شكست و فانى ساخت، و اين، بلاشبهه در سال فتح مكه معظمه بود، چنان كه اخبار بسيار از طرق خاصه و عامه دلالت بر اين دارد... و فتح مكه معظمه در ماه مبارك رمضان سال هشتم هجرت واقع شد، چنان كه شيخ مفيد و نيز طبرسى و ابن شهرآشوب و ديگرانى روايت كردهاند، و احاديث معتبره بر اين دلالت كرده است، و اكثر برآناند كه در روز سيزدهم ماه بوده، و بعضى بيستم هم گفتهاند، و حركت حضرت از مدينه در روز جمعه دوم ماه مبارك رمضان، بعد از
[١]. نامه مفيد، ش ٩، ص ٢١٥.