حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٩٩ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
ادلّه ديگرى كه بر بىنيازى از علم رجال اقامه شده، در حقيقت، مؤيّدهايى است كه ديگران اقامه كردهاند و نقد شده است. از اين رو، اين كه عمل مشهور، ما را بىنياز از علم رجال مىسازد، يا اين كه علم رجال به مفتضح ساختن راويان مىانجامد و يا اين كه شرائط شهادت، در عالمان رجال جمع نيست[١]
و... همه اينها ادله فرعى است؛ دليل عمده و اصلى اين گروه، همان اعتقاد به مصونيت احاديث مورد نظر است.
ملّا امين استرآبادى در «فوائد المدنية»، فصل نهم را به تصحيح احاديث كتب، اختصاص داده و دوازده دليل كه آنها را توفيق مَلِك علّام و دلالت اهل ذكر- عليهم السلام- مىداند، بر آن اقامه نموده است.[٢]
پس از وى حسين بن شهاب الدين عاملى (م ١٠٧٦ ق) همين راه را دنبال كرده است.[٣]
ملّا محسن فيض كاشانى (م ١٠٩١ ق) به استناد مقدمه كتاب «الوافى» به صحت احاديث كتب اربعه اعتقاد دارد.[٤]
شيخ حُرّ عاملى (م ١١٠٤ ق) نيز ٢٢ دليل بر صحت مآخذ «وسائل الشيعة»- كه بيش از هفتاد كتاب است-[٥]
اقامه نموده،[٦]
و شهادت مؤلّفان را بر صحت آن كتب ياد كرده[٧]
و قرائن رجالى بر وثاقت راويان را ضميمه آن نموده است.[٨]
شيخ يوسف بَحرانى (م ١١٨٦ ق) از سويى استدلال بر اعتبار كتب حديث نموده[٩]
و
[١]. معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٢١؛ تنقيح المقال، ج ١، ص ١٧٥- ١٧٨.
[٢]. الفوائد المدنية، ص ١٨١.
[٣]. هداية الأبرار، ص ٨٢.
[٤]. الوافى، ج ١، ص ١١.
[٥]. وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٣٦- ٤٧.
[٦]. همان، ص ٩٦- ١٠٤.
[٧]. همان، ص ٦١- ٧٩.
[٨]. همان، ص ١١٣- ١١٥.
[٩]. الحدائق الناضرة، ج ١، ص ٢٣ و ٢٤.