حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٩٧ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
در مقابل، گروهِ ديگرى، احتمال وضع و دسّ در مجموعههاى حديثى را منتفى نمى دانند و «علم رجال» را براى پالايشِ حديثِ درست از نادرست، لازم مىشمرند.
اين نظر عالمان اصولى است.
هر يك از اين دو رأى، آراى جزئىترى در خود نهفته دارد.
در اين مقاله به بررسى اين دو نظريه پرداخته و آنها را مورد نقد قرار مىدهيم و سپس به طرح راه پيشنهادى مىپردازيم. از اين رو، مباحث اين نوشته در سه بخش عرضه مىگردد.
يك: رأى اخبارىها
اخباريگرى به عنوان يك تفكر و مكتب فكرى، از زمان ملّا محمد امين استرآبادى (م ١٠٣٣ ق) شكل گرفت. اصطلاح «اخبارى» در برابر «اصولى» قبل از ملّا امين استرآبادى، در كلام شهرستانى (م ٥٤٨ ق) در كتاب «الملل والنحل» آمده است. وى علماى اماميه را به دو دسته اخبارى و اصولى تقسيم مىكند.[١]
همچنين علّامه حلّى (م ٧٢٦ ق) اين تقسيم را به كار گرفته و شيخ طوسى (م ٤٦٠ ق) و سيد مرتضى (م ٤٣٦ ق) را در زمره اصوليان به حساب مىآورد.[٢]
در كلام قُدَما مانند شيخ مفيد (م ٤١٣ ق)، سيد مرتضى و شيخ طوسى، تعبير «المتعلقين بالأخبار»[٣]
و «أصحاب الحديث»[٤]
و «المتمسكين بالأخبار»[٥]
به كار رفته است.
اخباريان، مسلك خود را به قدماى شيعه نسبت داده و شخصيتهايى چون شيخ
[١]. الملل و النحل، ج ١، ص ١٦٥.
[٢]. النهاية، ص ٢٠٠ به نقل از: فوائد الأصول، ج ١، ص ١٥٧.
[٣]. تصحيح الاعتقاد، ص ٣٨ به نقل از: مصادر الاستنباط بين الأصوليين و الأخباريين، ص ٥٢.
[٤]. مصادر الاستنباط، ص ٥٢- ٥٣.
[٥]. الغيبة، شيخ طوسى، ص ٢- ٣.