حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٣١ - دو ديدگاه ها
نماز عصر بوده، و روز غدير خم در سال دهم هجرت در حجة الوداع در روز هجدهم ذى الحجة الحرام بود. پس چگونه تواند بود كه هر دو در روز، نوروز باشد چه، نوروز، از قرار حساب گذشته، بعد از شش هفت سال از فتح مكه معظمه، بلكه بيشتر، به ذى الحجة خواهد رسيد، نه بعد از يك سال، چنان كه مقتضاى اين دو حديث است.[١]
وى ادامه مىدهد:
و چون هر دو به يك طريق از معلّى منقول است،... پس ترجيح احدهما بر ديگرى من حيث السند متصور نيست، و بنابراين، مضمون هيچ يك حجت نخواهد بود، و بر آن، اعتماد نشايد كرد، و به او استدلال نتوان نمود؛ چه، تناقض در كلام معصومين عليهم السلام غير واقع است. پس، از اين جا فهميده مىشود كه اين دو حديث، كلاهما أو أحدهما از معصومْ تلقى نگرديده، و چون از او نباشد، حجيت را نشايد و سند شرعى نتواند بود.[٢]
استاد محمد تقى مصباح در حاشيه بر «بحارالأنوار»، ذيل اين روايتها نگاشته است:
در باب نوروز، دو دسته روايت مختلف، روايت شده است. يكى را معلّى از امام صادق عليه السلام آورده و بر عظمت و ارزش نوروز دلالت دارد و ديگرى حديث امام كاظم عليه السلام است كه آن را از سنّتهاى پارسيان دانسته كه اسلام، آن را از ميان برداشته است.
بايد دانست كه هيچ يك از آنها صحيح نيست و از اعتبار برخوردار نمىباشد تا بتوان بر پايه آن، حكم شرعى را اثبات كرد. گذشته از آن كه روايت معلّى، ايرادهاى ديگرى دارد، از جهت تطبيق نوروز بر مناسبتهاى ماههاى عربى.[٣]
آن گاه مىنويسد:
ظاهر روايت منصور، حرمت بزرگداشت نوروز است؛ چرا كه اين كار، بزرگداشت
[١]. نامه مفيد، ش ٩، ص ٢١٨.
[٢]. همان جا.
[٣]. بحارالأنوار، ج ٥٦، ص ١٠٠( پاورقى).