حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٦٨ - كتابشناسى
در آوردگاه سخنسنجان قرن چهارم، چنانكه نثر امام را گرد آورده، به تدوين ديوانى از او نيز همت مىگماشته يا از آن، سخن مىگفته است؛ با اين همه، وى در نهجالبلاغه و نيز در اثر ديگرش (خصائص أميرالمؤمنين)،[١]
قطعههايى از شعر على عليه السلام را روايت كرده است. اين نكته و نيز سخنانى مانند سخن سعيد بن مسيَّب نشان مىدهد كه حضرت به هر حال با سرودن شعر بيگانه نبودهاند وگه گاه، به مناسبتهايى، فزون بر رجزهاى ميدان جنگ، چكامههايى سرودهاند كه مايه اصلى تدوين ديوانى از امام شده است.
بارى، شعر اين ديوان، با توجه به پايگاه راويانش و با توجه به ساختارها و معانى و انگيزههاى شعرى، بر چند گونه است: [١] گونهاى كه به قطع، از سرودههاى امام است؛ مانند رجزها و سرودههايى كه در منابع معتبر به تواتر و تكرار از حضرت دانسته مىشود؛ [٢] گونهاى كه از شاعران ديگر است و حضرت در ضمن سخن، بدانها تمثل جسته است؛ [٣] گونهاى كه در آن، لفظ از ديگران و معنا از امام است؛ بدين معنا كه سرايندگان، سخنان نغز امام را به رشته نظم كشيدهاند كه در اين صورت برابرى و همعيارى نظم شاعران را با كلام امام، چشم نمىتوان داشت؛ [٤] گونهاى كه شرح منظوم واقعه يا گزارشى است كه در احوال حضرت آوردهاند؛ [٥] گونهاى كه دوستداران امام به زبان حالى از حالات او سرودهاند؛ [٦] رجزى كه از هماوردان امام در جنگهاست كه امام، رجزى در پاسخشان سروده و رجز حريف و پاسخ امام، هر دو در ديوان آمده است.[٢]
١٠. استاد كيوان سميعى با ذكر شش دليل، ترديدهايى جدّى در ديوان موجود پديد مىآورد:
يك. در اين ديوان، كلمات بيگانه مخصوصاً فارسى وجود دارد كه در صدر اسلام و زمان خلفاى راشدين هنوز داخل زبان عربى نگرديده و مرتب نشده بودند.
دو. حِكَم و امثالى دارد كه متعلق به ايرانيان و روميان و يونانيان بوده و پس از اختلاط با آن اقوام، مخصوصاً پس از نهضت علمى و ادبى در عصر عباسيان، قوم
[١]. به عبارت دقيق، خصائصالأئمه عليه السلام.
[٢]. ديوان امام على عليه السلام، تصحيح و ترجمه ابوالقاسم امامى، ص ٩ و ٨.