حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٩٧ - نتيجه
استنباط نمود؛ زيرا ممكن است واژه امام عليه السلام غير از آن باشد:
نعم لو كان اللّفظ الصادر عنه عليه السلام كلمة «الويل»، كانت ظاهرة في العتاب والردع ولكن لم يثبت ذلك؛ فلعلّ الصادر عنه كلمة «الويح» الدّالة على الترحم، ويشهد بذلك ترديد الراوي في رواية معاوية.[١]
بلى اگر واژه صادرشده از معصوم، «ويل» باشد، در عتاب و بازداشتن، ظهور دارد؛ ليكن اين امر ثابت نيست؛ زيرا ممكن است واژه بهكار رفته توسّط معصوم عليه السلام «ويح» باشد كه معناى ترحّم را دارد و شاهد و گواه اين امر، ترديد راوى در نقل است.
البته چنين نيست كه ايشان تأكيد بر واژهها و الفاظ را هميشه نادرست بدانند؛ بلكه معتقدند در جايى كه واژهاى خاص در «اصول متلقّات» تكرار شده باشد (كه نشان دهنده صدور آن از معصوم است)، بايد استنباط فقهى بر مدار آن صورت پذيرد. از اين رو، تعبير «التاجر الذي يدور في تجارته» را مبناى استنباط فقهى خود قرار مىدهند.[٢]
نتيجه
آنچه بر اين بحث مىتوان مترتّب كرد، اين است كه براى نسبت دادن رأيى به شريعت، بايد نقلهاى متعدّد را گردآورى كرد؛ سپس از ميان آنها موارد نقل به معنا را شناخت؛ آنگاه به تبيين و تفسير آن پرداخت؛ آن هم بدين نحو كه از دقّتهاى خاص در تك تك مواردِ اختلاف، پرهيز شود و قدر مشترك واژههاى مختلف، ملاك استنباط و فهم قرارگيرد.
به تعبير ديگر، نتايج توصيهاى و كاربردىاى كه بر اين بحث بار است، سه تاست:
[١]. البدر الزّاهر، ص ٩٠.
[٢]. همان، ص ١٢٦.