حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٤٣ - هفت توجه به تحولات زمانى و مكانى در فهم حديث
عصا مىزند. آيا بايد كُشنده را به ولىّ كشته شده سپرد تا وى را بكُشد. حضرت فرمود: قاتل را در اختيار اولياى مقتول مىگذارند؛ اما نبايد گذاشت هر گونه خواستند، او را بكُشند. بايد او را با ضربه شمشير مجازات كنند.
امام خمينى در «تحرير الوسيلة» از فتواى مشهور، عدول كرده و قصاص با ابزار مدرن (مانند: تفنگ و صندلى برقى) را نيز جايز مىشمرد:
لايجوز الاستيفاء في النفس والطرف بالآلة الكالّة و ما يوجب تعذيباً زائداً على ما ضرب بالسيف، مثل أن يقطع بالمنشار و نحوه، ولو فعل أثِمَ و عُزِّر، لكن لا شيء عليه ولا يقتص إلا بالسيف و نحوه. و لايبعد الجواز بما هو أسهل من السيف، كالبندقة على المخّ، بل وبالاتصال بالقوة الكهربائية.[١]
قصاص نفس و اعضا، با ابزار كُند و هرآنچه آزار آن بيش از ضربه شمشير باشد، به سان ارّه و مانند آن، جايز نيست و اگر كسى چنين كرد، گناهكار است و بايد تعزير شود؛ ولى جريمهاى بر او نيست. قصاص، تنها بايد با شمشير و مانند آن انجام پذيرد. البته بعيد نيست كه بتوان با ابزار كُشندهاى، آسانتر از شمشير (مانند تفنگ و صندلى برقى)، قصاص كرد.
هفت. توجه به تحولات زمانى و مكانى در فهم حديث
ترديدى نيست كه در حوزه زندگى، بخشهايى با دگرگونى و تحول همراه است.
بسيارى از ابزارها، شكلها و قالبها در طول زمان، دگرگون مىشوند و شكل گذشته خود را از دست مىدهند. در اين گونه موارد، احكام و دستورهاى دينى نيز از كلّيت و انعطافى برخوردارند تا بتوانند نقش هدايتى خود را ايفا كنند. جمود بر شكل و ابزارى خاص، به ناتوانى دين در اداره زندگى مىانجامد آنان كه سراغ نصوص (متون) دينى مىروند، بايد از اين نكته غفلت نورزند؛ وگرنه دچار لغزش و انحراف مىگردند. امام خمينى بر اين امر، واقف بود و در فهم احاديث، بر آن اصرار
[١]. تحريرالوسيلة، ج ٢، ص ٥٣٥.