حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٣ - رابطه قرآن و حديث
رابطه قرآن و حديث[١]
قرآن و حديث، دو گوهر گران بها و دو گنجينه بىپايان و دو درياى بىكراناند.
رسول گرامى، امت اسلام را به چنگ زدن به آن دو و همراهى با آنها دعوت كرد:
«إنّي تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتي».[٢]
گرچه اين دو گنج، جدايى بر نمىتابند و در كنار هم، عامل هدايتاند، اما مصدريّت و محوريت از آنِ قرآن است.
پيامبر و امامان، ميزان سنجش گفتار خويش را قرآن قلمداد كرده و انتساب آنچه را با قرآن نسازد، از خود سلب كردهاند:
خطب النبي صلى الله عليه و آله بمنى فقال: أيها الناس ما جاءكم عني يوافق كتاب اللَّه فأنا قلته وما جاءكم يخالف كتاب اللَّه فلم أقله.[٣]
عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال: ما لم يوافق من الحديث القرآن فهو زخرف.[٤]
با اين همه، تاريخ قرآن و حديث و گذشته آن دو، دردآور است. در برههاى از تاريخ، نظريه «حَسْبُنا كتاب اللَّه» غلبه يافت و عترت و سنّت، كنار نهاده شدند؛ كتابت
[١]* اين مقاله، پيش از اين، در فصل نامه علوم حديث( ش ٥) منتشر شده است.
[٢]. بحار الأنوار، ج ٢، ص ٢٢٦؛ ج ٢٣، ص ١٠٩، ١١٣، ١١٨، ١٢٦، ١٣٣، ١٤٥، ١٤٧؛ ج ٢٥، ص ٢٣٧؛ ج ٣٥، ص ١٨٤؛ ج ٣٦، ص ٣٣١، ٣٣٨؛ ج ٣٧، ص ١٦٨.
[٣]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٧٩، ح ١٥.
[٤]. همان، ص ٧٨، ح ١٢.