حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٦٥ - قواعد تحليل جامع
در نهايت به همان مسئله بازگشت مىكند كه قراين و مناسبتهاى تاريخى را نبايد نديده گرفت.[١]
ج. دسته سوم بر اين باورند كه در برخورد با اين سخنان، سه نكته را بايد در نظر داشت: ١. احتمال تحريف؛ ٢. سنجش با روح اسلام؛ ٣. تأويل. صاحب اين نظريه مىنويسد:
نهجالبلاغه مجموعهاى است كه عالم بزرگوار ما، سيد رضى، حدود دو قرن پس از حضرت امير عليه السلام به جمعآورى آن پرداخته است. بنابراين، نمىتوان قسم خورد تمام كلماتى كه در بيشتر خطبهها يا نامهها و يا حكمتها از حضرت نقل شده، بهدور از هرگونه تحريف و دستبرد باشد. اين كلمات نيز از قاعدهاى كه قبلًا گفته شد، مستثنا نيست؛ يعنى نهجالبلاغه بايد مطالبش با روح اسلام، كه همان محكمات قرآن است، سنجيده شود، و اگر نكتهاى از آن با محكمات قرآن در تعارض باشد، آنچه تحتالشعاع قرار خواهد گرفت، كلمات منقول در نهجالبلاغه است.... پس همين مطلب، قرينهاى خواهد شد كه بر فرض صدور اين بيانات از حضرت امير، مرادْ ظاهر آن عبارات نيست.[٢]
قواعد تحليل جامع
در اين فصل برآنيم تا قواعدى را كه بايد براى بررسى اين سخنان منظور شود، به اجمالْ مرور كنيم؛ اما پيش از آن، ذكر چند نكته ضرورى مىنمايد:
يك. آنچه در اين كلمات مشاهده مىشود، ديدگاههاى اختصاصى امام على عليه السلام درباره زن نيست، بلكه برخى از اين احكام و داورىها در قرآن كريم نيز به چشم مىخورد. همچنين برخى از آنها در سخنان رسولخدا، و بعضى در سخن ساير پيشوايان دين موجود است. براى نمونه، مسئله نابرابرى زن و مرد در زمينه گواهى و
[١]. يادنامه دومين هزاره نهجالبلاغه، ص ٧٧- ٧٦.
[٢]. گلستان قرآن، شماره ٤، ص ١٩.