حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٦٤ - سخنان امام على عليه السلام درباره زن
اين جنگ را به راه انداخت. اهلسنّت هم معتقدند جنگ جمل را او به پا نموده و سبب و محركْ او بوده است.[١]
همين مطلب به گونهاى ديگر در سخن عمر فَرّوخ آمده است؛ با اين تفاوت كه وى به نتيجه اين گونه داورى تصريح كرده است و آن را ستم و ظلم مىداند.
در نقد چنين توجيهى، پارهاى از صاحبنظرانْ اظهار داشتهاند كه اگر رويارويى با عايشه سبب اين گونه داورىها و سخنان بود، مىبايست امام على عليه السلام تندتر از اين سخنان را درباره مردان بر زبان مىآورد؛ چرا كه با مردى چون معاويه نيز درگير بود، و بسيارى از حركتهاى اجتماعى در برابر حكومتش به دست معاويه انجام گرفت.[٢]
ب. عدهاى اين سخنان را به دورهاى از زمان اختصاص مىدهند و بر اين باورند كه منظورْ زنانى است كه مردان بهتربيت وتعليم آنان همت نگماشتهاند، وگرنه زنان، در عرصههاى علمى و اجتماعى كمتر از مردان نيستند. استاد عباسعلى عميد زنجانى اين سخن را با اين تعبير به قلم آورده است:
مطالبى كه در نهجالبلاغه درباره مقام و شخصيت زن آمده، اگر بهدرستى استقصا شود، سيزده چهارده مورد است. در تمام اين موارد، مناسبتهاى تاريخى خاصى هست كه بايد آن مناسبتها مورد توجه قرار بگيرد، و معالأسف، برخى به مناسبتها توجه نكرده و از آن غافل ماندهاند. به عبارت ديگر، برداشتى كه من دارم اين است كه قضايايى كه در زمينههاى مشابه مقام و شخصيت زن در نهجالبلاغه آمده است، به صورت قضاياى خارجيه است، نه به صورت قضاياى طبيعيه يا حقيقيه؛ با طبيعتِ زن كارى ندارد، به صورت حكم كلى با همه زنان جهان كارى ندارد. سخن از زنِ موجود در جامعه است با تمام نقايص و نارسايىهايش. آنچه امام عليه السلام مورد انتقاد قرار مىدهد، زنِ موجود در جامعه است و كليه زنانى كه با چنين خصوصيات و خصايصى در جامعه ظاهر مىشوند. اگر در طبيعت زن خواستيم تحقيق بكنيم، قرآن در اين زمينه مسئله را بهروشنى بيان كرده است، و اين
[١]. جوادى آملى، عبداللَّه، زن در آيينه جلال و جمال، ص ٣٧٠- ٣٦٩.
[٢]. مغنيه، محمدجواد، فى ظلال نهج البلاغة، ج ١، ص ٣٧٤.