حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٢١ - ٢ صداقت و يك رنگى
حضرت به وى مىفرمايد: «دشمنان ما را يارى كردهاى و حالا بدين جا آمدهاى؟!».
عبيداللَّه مىپرسد: «آيا اين امر، تو را از عدالتْ باز مىدارد؟». مىفرمايد: «نه».[١]
و اين همه در شرايطى بود كه بيست و پنج سال پس از رحلت پيامبر، جامعه اسلامى شاهد انواع بىعدالتىها بود و تلخى تبعيض و ستم را با تمام وجود، چشيده بود: گاهْ برترى دادن عرب بر غير عرب، و گاه صحابيان بر غير صحابيان، و گاه امويان بر ديگر تيرههاى عرب و....
امام على عليه السلام احياى اين اصل دينى (برابرى) را جزو ارزشهايى مىشمارد كه از آنها عدول نخواهد كرد و وقتى طلحه و زبير بر اين تساوى خُرده مىگيرند، مىفرمايد:
وأمّا القسم والأسوة، فإن ذلك أمر لم أحكم فيه بادئ بدء. قد وجدت أنا و أنتما رسولَ اللَّه صلى الله عليه و آله يحكم بذلك، و كتاب اللَّه ناطق به.[٢]
و اما تقسيم و برابرى، اين امرى است كه براى اوّلين بار، من بدان فرمان ندادم، بلكه من و شما ديديم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بدان فرمان مىداد و كتابِ خدا، گوياى آن است.
٢. صداقت و يك رنگى
يكى ديگر از اصولى كه امام على عليه السلام بر احياى آنها همّت گماشت، يك رنگى و راستى بود. نخست، خود، سوگند مىخورَد كه دروغ نگفته است:
واللَّه ما كتمت وشمة ولا كذبت كذبة.[٣]
به خدا سوگند كلمهاى را پنهان نكردم و دروغى نگفتم.
و در سياست و مديريت نيز به شدّت از نيرنگ و حيله باز مىدارد و مىگويد:
[١]. موسوعة الامام على بن أبي طالب عليه السلام، ج ٤، ص ٢٢٩- ٢٣٠.
[٢]. همان، ص ١١٢.
[٣]. همان، ص ١١٥.