حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٥٩ - اجتهاد در فهم نصوص
اجتهاد در فهم نصوص[١]
إنَّ المَعْرِفَةَ، هي الدّراية للرّوايَةِ.[٢]
تحمّل حديث و بازگو كردن آن، امرى سهل و روان است؛ ولى فهم، سنجش و موازنه آن، عملى سخت و دشوار. گرچه روايت و درايت، هر دو ارجمند و گران است، و بدون روايت، درايتْ ممكن نيست، امّا هدف اصلى و مقصد اعلا، در درايتْ نهفته است.
درايت، به سان روايت، قواعدى دارد كه بدون رعايت آن، حديث شناسى- بلكه دين شناسى- محقّق نمىگردد و عالمان و محدّثان بزرگ، در سلوك حديثى خويش، بدين قواعد پايبند بودهاند.
گرچه تمامى اين قواعد و اصول مدوّن و مبوّب نيست، ليكن از لابه لاى فقه الحديثِ انديشمندان دينى و برخورد آنان با روايت، قابل اصطياد است.
در اين گفتار، به اصطياد يكى از اين قواعد نظر داريم و آن، «اجتهاد در فهم نُصوص (متون دينى)» است.
[١]* اين مقاله، پيش از اين، در فصل نامه علوم حديث( ش ٣) منتشر شده است.
[٢]. بحار الأنوار، ج ١، ص ١٠٦: قال أبوجعفر عليه السلام: يا بنيّ! إعرف منازل الشيعة على قدر روايتهم ودرايتهم؛ فإن المعرفة هى الدّراية للرّواية.