حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠٥ - اينك نقد ما
اللَّه من العزّ مع غيره، والتواضع أحب إليه من الشرف، يستكثر قليل المعروف من غيره، و يستقلّ كثير المعروف من نفسه، ويرى الناس كلّهم خيراً منه، وأنّه شرّهم فى نفسه وهو تمام الأمر».[١]
امام كاظم عليه السلام در سخنى طولانى فرمود: «اى هشام، اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: خدا با سرمايهاى بهتر از عقل عبادت نشد. عقل آدمى، آن گاه تمام است كه ويژگىهايى چند را دارا باشد: كفر و شر از او به دور باشد؛ رشد و خير از او اميد رود؛ زيادتى اموالش را ببخشد؛ از زيادتى سخن، خود را نگه دارد؛ بهرهاش از دنيا قوتِ زندگى باشد؛ روزگارش از دانش طلبى سيرنگردد؛ ذلّتِ با خدا بودن را بهتر از عزّتِ بىخدايى دوست بدارد؛ فروتنى را از شرف، بهتر دوست دارد؛ كار خوب اندك را از ديگران بزرگ انگارد؛ نيكى فراوان خود را كم شمرد؛ ديگران را از خود بهتر بيند؛ و نزد خود، خودش را بدتر از همه داند؛ و اين، تمام سخن است».
حاصل، آنكه: اگر عقل در احاديث، گاه معناى «تعقّل» دارد و گاه به معناى «درك خوبى و بدى» و گاه به معناى «انتخاب خوبى و بدى» است، و از سوى ديگر، در برخى احاديث، مراد، عقلِ طبيعىِ ذاتى است و در برخى ديگر، عقل اكتسابىِ تجربى، چگونه مىتوان با روشن نساختنِ معناى عقل، در احاديثِ نقصان عقول زنان به داورى نشست و از آنها دفاع نمود و برپايه آنها حكم راند؟
چهار. براى بيان اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه،[٢]
نيز تأويلها و معانى مختلفى ايراد شده است. نويسنده مقاله «دفاع از حديث»، به دو مورد از آنها اشاره داشت:
يكى آن كه اين سخن، ناظر به قضيّه خارجى است و زنان جَمَل سوار را نكوهش كرده است و دوم آن كه مراد از نقصان عقل، آن چيزى است كه شرايط اجتماعى سبب شده (و گرنه، در ماهيّت زن و مرد، تفاوتى نيست).
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ١٨٧، ح ١٣.
[٢]. نهج البلاغة، خطبه ١٨( إنّ النساء... نواقص العقول...) و نامه ١٤( فإنّهنّ ضعيفات القوى والأنفسوالعقول...).