حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠٧ - اينك نقد ما
٣. برخى معتقدند زنان در هويّت ذاتى، با مردان برابرند و عقل آنان به لحاظ كمّى و كيفى، تفاوتى با عقل مردان ندارد؛ ليكن خصوصيّات طبيعى زن از قبيل: كمى صبر و استقامت، تحمّل و بردبارى اندك و حافظه كم، مانع بروز اين قوّه خدادادى است.[١]
٤. برخى ديگر گفتهاند: عقل، به دو نوع انسانى و اجتماعى منقسم مىشود كه زنان و مردان در عقل انسانى برابرند؛ امّا در عقل اجتماعى، مردان برترى دارند.[٢]
٥. استاد مصطفوى، تفاوت عقل زنان و مردان را ذاتى نمىداند، بلكه بر بُعد تجربى و اكتسابى عقل مردان تأكيد مىورزد و مىفرمايد:
زن به افزايش عقل خويش، به آن اندازه كه مرد نيازمند افزايش آن است، نيازمند نيست؛ زيرا كه حيطه فعّاليتش محيط خانه است.[٣]
وى بر اين باور است كه:
عوامل رشد اين عقل و تجربه،... به حكم طبيعت و فرمان خالق طبيعت، بيش از زنان، دردسترس مردان است.[٤]
با اين تشتّت آرا در تفسير حديث يادشده، چگونه مىتوان از كنار آن به آسانى گذشت؟! جالب است دانسته شود كه در باب شرح و تفسير اين حديث، چند كتاب مستقل نگاشته شده است.
مدافع نقصان عقل زن، نمىتواند به اجمال و ابهام بسنده كرده، بدون ردّ تفسيرهاى مخالف، به رأيى و نظرى پايبند شود. مگر روش فقيهانْ اين نيست كه اگر شواهدى روشن در تفسير حديثى نداشتند، آن را مسكوت مىگذارند و رأيى براساس آن، صادر نمىكنند؟
پنج. در بسيارى از روايات، از زنان عاقل سخن رفته و به ازدواج با زنان عاقل،
[١]. زن در نهج البلاغه، علايى رحمانى، ص ١٢٨.
[٢]. همان، ص ١٢٠.
[٣]. همان، ص ١٢١.
[٤]. همان، ص ١٢٠.