حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٥٩ - كتابشناسى
شعر مىگفتند و على شاعرترين آنان بود.[١]
ابن عبد ربّه، مىگويد: ابوبكر و عمر، شاعر بودند و على شاعرترين آنان بود.[٢]
قَلقَشندى از سعيد بن مسيَّب آورده است كه ابوبكر و عمر، خوب شعر مىگفتند و على شاعرترين آنان بود.[٣]
محمد بن طلحه شافعى (م ٦٥٢ ق)،[٤]
سبط ابن جوزى (م ٦٥٤ ق)[٥]
و شِبْلَنجى (م ١٢٩٨ ق)[٦]
در كتابهاى خود، براى سخنان امام على عليه السلام دو عنوان منثور و منظوم قرار داده و شعرهاى بسيارى به حضرت نسبت دادهاند. همچنين قاضى قُضاعى بخشى از كتابش را به اشعار حضرت امير عليه السلام اختصاص داده است.[٧]
يكى از محقّقان در اين باره چنين داورى مىكند:
خلاصه كلام، اين است كه حضرت، محققاً زيادتر از دو بيت شعر فرموده است و شايد عدد تقريبى ابياتش همان دو صد بيتى باشد كه آنها را ابوالحسن على بن احمد فَنجگِردى نيشابورى در يك جا به نام سَلْوةالشيعه يا تاجالأشعار گرد آورده است.[٨]
پس از اين مقدمات، مباحث مربوط به ديوان امام على عليه السلام در دو بخش كتابشناسى و محتواى اشعار، دنبال مىشود.
كتابشناسى
اين بخش به بررسى تاريخچه گردآورى اشعار، ارزيابى، كتابشناسى و نسخهشناسى اختصاص دارد.
[١]. زبيدى، محمدمرتضى، تاجالعروس، ج ٧، ص ٥.
[٢]. ابن عبدربه، العقدالفريد، ج ٤٣، ص ٨٨.
[٣]. قلقشندى، ابوالعباس، صبح الاعشى، ج ١، ص ٢٧٢ و ١٢٥.
[٤]. قلقشندى، ابوالعباس، صبح الاعشى، ج ١، ص ٢٧٢ و ١٢٥.
[٥]. سبط ابن جوزى، تذكرةالخواص، ص ٩٩- ٩٥.
[٦]. شبلنجى، مؤمن بنحسن، نورالابصار، ج ٤، ص ٨٦- ٨٤.
[٧]. قاضى قضاعى، محمد بن سلامه، دستور معالمالحكم و مأثور مكارمالشيم، ص ٢٩٩- ٢٧٩.
[٨]. سميعى، كيوان، تحقيقات ادبى يا سخنانى پيرامون شعر و شاعرى، ص ٣٤٦.